Skip to main content
فهرست مقالات

تصویر منش های پهلوانان در بهمن نامه

نویسنده:

(3 صفحه - از 34 تا 36)

خلاصه ماشینی:

"شاه ایران که بر اثر ضربات شمشیر اردشیر مجروح شده است، روی به درگاه الهی می‌آورد و این‌گونه راز و نیاز می‌کند: بنالید با کردگار جهان همی گفت کای داور رازدان گناهی نکردم به روی زمین کجا از تو پاداش بینم چنین نبودم ستمکاره و ناپسند نه هرگز کسی یافت از من گزند روان نیاکان من برفروز مرا پیش دشمن بدین‌سان مسوز (همان: ۱۰۸) بهمن که از توطئة لؤلؤ شهر به شهر آواره و درمانده شده است، در گوشه‌ای تنها و خسته به راز و نیاز می‌پردازد: بنالید و گفت ای خداوند پاک ز تو جای ترس است و امید و باک اگر تخت شاهی ز من بستدی ز گیتی مرا داد خواهی بدی به شهری مرا جای و آرام ده ببخشای و بر دشمنم کام ده (همان: ۱۱۴) فرامرز که پیکر فرزندش سام را در میدان رزم می‌بیند، دل‌خسته و اندوهبار سر به سوی آسمان می‌کند و برای به چنگ آوردن قاتل فرزند، دعا می‌کند: همی گفت کای داور کردگار توانا و بینا و پروردگار دل من تو دانی که چون سوخته‌ست ز جانم یکی آتش افروخته‌ست چه بودی که امشب مرا کوهیار پیاده به پیش آمدی یا سوار بدین سوگ خرسند گشتی دلم کز آن درد دل را همی بگسلم (همان: ۲۷۷) سپس به انتقام خون فرزند، کوهیار را می‌کشد و خدای خود را شکر می‌کند: همه شب همی گفت کای کردگار تو کردی بدین کین مرا کامکار دلم گشت خرسند و از تو سپاس تو نیکی ده و بنده نیکی‌شناس (همان: ۲۷۹) یاری گرفتن از دیوان در آثار حماسی، دیو مظهر زشتی و پلیدی و دارندة منش زشت است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.