Skip to main content
فهرست مقالات

داستان آموزنده این شماره/ کاخ نشین در کوخ

کلید واژه های ماشینی : نعمان بن منذر پادشاه، کاخ، اسب، پادشاه نعمان بن منذر، خواب، خستگی، نان، مهمان، اضطرابی، کاخ‌نشین در کوخ

خلاصه ماشینی:

"صاحبخانه خوش آمد گفته او را بدرون دعوت کرد،نعمان وارد کوخ شد،اطاقکی بود در بیابان دیوارهایش‌ با گل ساخته شده،سقف کوتاهی را نیز با مقداری چوب خرما و علف پوشانده بودند،چراغی‌ هم در گوشه آن سوسو میزد،مقداری از کف اطاق هم با قطعه‌ای از حصیر فرش شده‌ بود،نعمان از شدت خستگی همین اطاقک را از کاخ هرشب دلپذیرتر و زیباتر میدید،او که هرشب تا پاسی از شب گذشته در مجلس بزم بعیش و نوش میپرداخت،خوانندگان‌ و نوازندگان ویرا سرگرم میکردند،و در بستر پرنیان و حریر نیز خوابش نمیبرد،امشب‌ خود را بر روی قطعه‌ای حصیر همنشین با مرد و زنی صحرا نشین که از شدت فقر و استیصال‌ آثار کمبود مواد غذائی در سیمایشان پیدا و نگاه‌هایشان بیفروغ بود میدید از آنهمه جلال‌ و جبروت هرشبه خبری نبود،ولی هرگاه ساعت پیش را بخاطر میآورد با آنهمه اضطراب‌ و وحشت،کوخ بنظرش از بهشت هم زیباتر میآمد،لباسها را نزدیک آتش خشک کرد، خستگیش اندکی تخفیف یافت ولی بهرحال سخت گرسنه بود،مرد صحرا نشین با همسرش از اطاق بیرون رفتند،مرد گفت:بنظر من آثار جلال و بزرگی از پیشانی3 مهمان ما پیداست گمان می‌کنم او مردی بزرگ از خاندانی جلیل باشد،که مدتی در بیابان‌ سرگردان مانده است آثار خستگی در او پیداست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.