Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و معرفی کتاب: فرائد السلوک

نویسنده:

ISC (4 صفحه - از 13 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : فرائد السلوک ، کتاب ، حکایت ، سله ، آب ، مور ، زن ، عطار ، مؤلف فرائد السلوک از عبارت ، کتاب فرائد السلوک

خلاصه ماشینی:

"به ویژگی نثر کتاب برگردیم که غالبا پر اس از زوائد و مترادفات و تتابع اضافات و استعارات بعید و قلمبه‌پردازی فضل فروشانهء بی‌وجه،که‌ البته خود مؤلف منکر این عیوب است(آغاز و انجام کتاب)اما ما با آوردن‌ نمونه از عبارات اصل کتاب و صورت ویراسته و تلخیص و پاک شدهء آن‌ نشان می‌دهیم که چگونه پس از حذف زوائد-بدون افزودن حرفی یا کلمه‌ای معنا واضح‌تر می‌شود و عبارت زیباتر و شیواتر جلو می‌کند و مقصود بهتر ادا می‌گردد: (به تصویر صفحه مراجعه شود) «مهمان چون آن حال مشاهدت کرد و آن جزع و زاری بدید استخبار و استفسار واجب دید و گفت:طریق کرام و شیوهء آزاد مردان نیست برروی مهمان‌ دژم بودن؛و اگر این اندوه و استیحاش به‌ جهت نزول من است،پرداخته دل باید بود. مثل قطعهء زیر که جملات داخل پرانتز اگر حذف شود هیچ ضرری به مطلب‌ نمی‌خورد،اشکال در جملات معترضه است: «روزی بر پشت عصا[نام اسبی است‌]سوار شدم و بر عزیمت صید روی به بادیه نهادم و شب درآمد و جهان سیاه شد و من و اسب از غایت‌ ماندگی افشاند[-داغون و از هم ریخته‌]شده بودیم و از فرط تشنگی، هلاک نزدیک آمد و در آن وادی آب نبود(و زمین از بی‌آبی چون طبع‌ جاهلان خشک شده و چون روی بی‌باکان سخت گشته و آتش عطش در احشاء من چنان ملتهب گشته که آب به جان می‌طلبیدم و گرچه از چشمهء شمشیر بودی،و سیل به دیده می‌جستم اگر خود از فوارهء دیده برخاستی) در این میان قطایی‌[-مرغ سنگخواره‌ای‌]از سر بچه برخاست و هیچ چیز در تاریکی شب از وی راهبرتر نبود(و دلیل و استاد و رهبر زیرک را به‌ وی مثال زنند و گویند:اهدی من القطاة یعنی راهبرتر است از اسفروز)مرا حقیقت شد که به طلب آب می‌رود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.