Skip to main content
فهرست مقالات

زبان ادبیات، زبان سینما: مقابله متن داستان نوین موشت و فیلم موشت

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (14 صفحه - از 95 تا 108)

کلید واژه های ماشینی : سینما ، برنانوس ، فیلم ، داستان نوین موشت و فیلم ، داستان نوین موشت اثر ژرژ ، ادبی ، موشت اثر ژرژ برنانوس ، متن ، ادبیات ، فیلمساز

برای دست یابی به ترجمه ای راستین، می باید به روح اثر پی برد. در برگردان داستان نوین موشت اثر ژرژ برنانوس به فیلم، روبر برسون به شکلی آرمانی موفق به دستیابی به روح اثر شده و این اتفاق در شکل و مضمون، به صورتی توامان رخ داده است. برسون بیان های ادبی خاص اثر را تبدیل به بیان سینمایی کرده و در تمامی این موقعیت ها، جهان بینی برنانوس را در نظر داشته است. جستجوی خداوند از فراسوی دردها و رنج های آدمی، مضمون مشترک نویسنده و فیلمساز بوده است و همچنین نبود سویه های روانشناختی در کنش و گفت و گوها، جهان ساختاری مشترک آن دو است. بدین گونه، اثری در سینما پدید آمد که اقتباسی شاخص از جهان ادبیات است.

خلاصه ماشینی:

"برسون بیان‌های ادبی خاص اثر را تبدیل به بیان سینمایی کرده و در تمامی‌ این موقعیت‌ها،جهان‌بینی برنانوس را در نظر داشته است. بحث و بررسی داستان نوین موشت اثر ژرژ برنانوس دربارهء دختر نوجوانی است به نام موشت که در شبی توفانی در ماه مارس،پس از فرار از مدرسه،به دلیل بدرفتاری معلمش،در جنگل با مردی الکلی به نام آرسن آشنا می‌شود و این آشنایی د موشت احساس ترحم و عشق را نسبت به او پدید می‌آورد. در کل متن برنانوس و فیلم برسون،تنها کنش عمدهء روانی موشت که نیرویی شوق‌آور و امیدبخش برای اوست،همانا احساس نفرت از خانم معلم است. این راز که‌ برای برسون آفتابی شده است،همپای متن در فیلم جریان دارد: «هیچ چیز برای موشت تهدیدآمیز نیست،حتی مرگ. برنانوس گفته است که پس از مشاهدهء دخترک تیره‌روز و زیبای اسپانیایی،از خویش پرسیده: «چه سود؟»چرا باید دردهای این جهان را تحمل کرد؟چرا به زندگی پایبند باشیم،آنگاه که‌ چیزی جز مصیبت و رنج برایمان به ارمغان نمی‌آورد و جز سد و مانع در راه آرامش مرموز خدایی،نیست؟این پرسش اندوهبار،اما کلیدی و تعیین‌کننده،در قلب برسون نیز نهفته است، این همه درد و رنج را چه سود است؟راز روش اقتباس خیره‌کنندهء برسون این است. برسون خود گفته است:کشش‌ من به این داستان برنانوس بسیار زیاد بود،چراکه در داستان عناصر روانکاوی و تجزیه‌و تحلیل حوادث وجود ندارد. اگر نظریهء مؤلف(نظریهء حیات مستقل اثر پس از آفرینش اثر)را باور داشته باشیم،می‌توان گفت فیلمی که اقتباسی وفادار و ارزشمند است، خود خلقی دوباره خواهد بود و آمیزه‌ای از اندیشه‌های نویسنده و فیلمساز است،که پس از تولید،دیگر خود اثری مستقل است و جهان‌بینی خاص خود را دارد که ممکن است فراتر و متفاوت از متن باشد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.