یک داستان آموزنده/ دفاع از یک مسلمان! - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

یک داستان آموزنده/ دفاع از یک مسلمان!

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : معاویه ، کشیش ، کشتی ، روم ، قسطنطنیه ، پادشاه ، اسلام ، نقشه ، مرد صوری ، سیلی

خلاصه ماشینی:

"مرد صوری نیز دستورهای لازم معاویه را بکار بست و با کشتی پر از کالاهای مرغوب و گوهرهای قیمتی و اشیاء دیگر که در روم پیدا نمی‌شد روانه قسطنطنیه گردید؛هنگامیکه شاه و اطرافیان و کشیشان دیدند که وی تمام آنچه را سفارش داده بودند با خود آورده است؛و حتی‌ اشیاء دیگری هم خردیه است؛او را مورد تفقد و توجه بیشتری قرار دادند؛ولی باز او روی‌ خوشی بکشیش مزبور نشان نداد! مرد صوری نیز با آنچه کشیش سفارش داده بود از سوریه گذشت و رهسپار قسطنطنیه گردید وی در این مدن نسبتا طولانی طوری با پادشاه و درباریان و کشیشان خلطه و آمیزش پیدا کرده و نظر آن‌ها را بخود جلب کرده بود که او را مانند یکی از افراد خود میدانستند! سپس معاویه،کشیش را مورد نوازش قرار داد و بوی خلعت پوشانید و تمام فرشها و البسه و بالشهائی که وی به مرد صوری سفارش داده بود؛و در کشتی گسترده بود با هدایای بسیار و اشیاء نفیس‌ دیگری بوی داد و گفت:اکنون برگرد نزد پادشاه خود و بوی بگو!من از نزد پادشاه عرب‌ آمده‌ام که بر روی فرشهای تو حد را بر شما جاری میسازد و انتقام افراد ملت خود را در کشور تو و دربار سلطنتی تو از تو می‌گیرد! وقتی پادشاه قسطنطنیه از ماجرای اسارت کشیش و نقشه معاویه که با نیرنگ مخصوصی‌ عملی شده بود،مطلع گردید،او نیز اسرای مسلمانان را آزاد گردانید و با هدایا و احترام‌ زیاد بسوی سواحل ممالک اسلامی روانه ساخت پادشاه به نزدیکان و رجال دولت گفت:پادشاه‌ عرب(معاویه)در نیرنگ و دسیسه‌بازی دست همه پادشاهان روی زمین را بسته و از تمام مردم‌ عرب سیاستمدارتر می‌باشد بخدا اگر او بخواهد مرا هم بدام بیاندازد و دستگیر سازد با این‌ حیله‌گری و نقشه‌های خطرناک که میکشد،بخوبی میتواند از عهدهء کار برآید!1 (1)مروج الذهب مسعودی جلد دوم صفحه 215"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.