Skip to main content
فهرست مقالات

سنجش میزان خودمختاری زنان همسردار ساکن مشهد و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (26 صفحه - از 5 تا 30)

کلیدواژه ها :

فردیت ،خودپنداره ،خودمختاری ،عام‌گرایی اخلاقی ،بازتعریف ارزش‌های زنانه‌گی ،خلوت شخصی ،شبکه‌ی روابط اجتماعی-فرهنگی

کلید واژه های ماشینی : زنان ، سنجش میزان خودمختاری زنان همسردار ، اجتماعی ، میزان خودمختاری زنان همسردار ساکن ، خانواده ، سنجش ، شبکه‌ی روابط اجتماعی ، شخصیت ، متغیرهای میانی بر خودمختاری زن ، جامعه

در جامعه‌ی امروز ایران، تحولاتی چون افزایش سطح سواد و اشتغال زنان، و گسترش فضاهای سایبرنتیکی و اطلاعاتی، زنان را در گذار از وضعیت سنتی و مکانیکی گذشته به دوران مدرن و اندام‌وار نوین با دوگانه‌گی و ابهام روبه‌رو ساخته است.از سویی، ساختار سنتی جامعه، زنان را به ایفای نقش‌های تنها سنتی وامی‌دارد، و از دیگر سو، زنان در بسترهای نوین پدیدآمده، شخصیتی متمایز و فردیت‌یافته می‌یابند که می‌توانند بی‌وابسته‌گی منفعلانه به دیگران عمل کنند.از آن‌جا که در جامعه ما، خانواده هنوز حیاتی‌ترین نهاد اجتماعی شمرده می‌شود و وضعیت بی‌هنجار کنونی تهدیدی جدی برای کیان آن است، در این نوشتار تلاش شده است تا با بررسی انتقادی تعریف‌های گوناگون صاحب‌نظران از خودمختاری و آوردن تعریفی ویژه از خودمختاری زنان(در برابر خودآرایی، خودمداری، و از این دست)، پاسخی مناسب برای عبور جامعه از شرایط ایجادشده یافته شود.در راستای چنین هدفی، ره‌یافت‌های گوناگون نظری به کار آمد تا عوامل تأثیرگذار بر افزایش و کاهش خودمختاری زنان مشخص شود.سپس، متغیرهای مستقل و وابسته‌ی پژوهش، با بهره‌گیری از روش پیمایش و به‌کارگیری پرسش‌نامه سنجیده شد.نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام‌به‌گام( esiwpets )نشان داد که از میان همه‌ی عوامل بررسی‌شده، به‌ترتیب پنج متغیر خودپنداره، خلوت شخصی، شبکه روابط اجتماعی-فرهنگی، سرمایه‌ی اقتصادی(درآمد)، و منزلت شغلی شوهر، 4/61 درصد از تغییرهای متغیر وابسته را تبیین می‌کند.هم‌چنین، آزمون مدل تحلیلی پژوهش به‌روش تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای میانی تأثیری مستقیم بر خودمختاری دارد، و متغیرهای ساختاری به صورت غیر مستقیم و با اثرگذاری بر این متغیرهای میانی بر خودمختاری زن تأثیر می‌گذارد.

خلاصه ماشینی:

"از آن‌جا که در جامعه ما، خانواده هنوز حیاتی‌ترین نهاد اجتماعی شمرده می‌شود و وضعیت بی‌هنجار کنونی تهدیدی جدی برای کیان آن است، در این نوشتار تلاش شده است تا با بررسی انتقادی تعریف‌های گوناگون صاحب‌نظران از خودمختاری و آوردن تعریفی ویژه از خودمختاری زنان(در برابر خودآرایی، خودمداری، و از این دست)، پاسخی مناسب برای عبور جامعه از شرایط ایجادشده یافته شود. یافته‌های این پژوهش نشان داد میان پاسخ‌های زنان به توانایی خود و پندار مردان از خودمختاری همسرشان تفاوتی چشم‌گیر وجود دارد که این تفاوت‌ها نشان‌گر فهم متفاوت زنان و مردان از پرسش‌ها بود که از دیدگاه پژوهش‌گران، این فهم متفاوت بیش‌تر به بسترهای فرهنگی-اجتماعی بسته‌گی داشته است تا سود شخصی پاسخ‌گویان. در ارتباط با متغیرهای مستقل نیز مشخص شد که آماره‌ی آلفا برای میزان هرم قدرت در خانواده‌ی فرزندیاب 7938/0، برای خودپنداره 7466/0، برای میزان بازتعریف زنانه‌گی 8347/0، برای میزان گسترده‌گی شبکه‌ی روابط اجتماعی-فرهنگی 8462/0، برای میزان خلوت شخصی 7536/0، و برای جو هنجاری در خانواده جهت‌یاب 7755/0 بوده است. بنابراین، هرگاه جامعه‌ئی بخواهد زنانی خودمختار داشته باشد-زنانی که مجدانه تلاش می‌کنند انسانی خودساخته، شهروندی شایسته، مادری مؤثر، و همسری توان‌مند باشند-، باید به ایجاد بستر مناسب فرهنگی برای دست‌یابی آنان به استقلال مالی و هم‌چنین افزایش سطح تحصیلات آنان بیاندیشد؛باید برای تشکیل و گسترش حلقه‌ی روابط اجتماعی-فرهنگی در میان زنان تلاش کند تا برای‌شان امکان آشنایی و ارتباط با افراد تحصیل‌کرده و متمایز فراهم آید؛باید برای پشتی‌بانی از شخصیت تمایزیافته‌ی زنان(در برابر ساختار مردسالار)، به خلوت شخصی و حریم خصوصی آنان احترام گذارد؛و باید با آموزش و نهادینه ساختن تفسیرهای متفاوت از نقش و جایگاه سنتی زنان در جامعه، امکان پیدایش و نمود خودمختاری زنان را در خانواده‌ی جهت‌یاب، و پس از آن در خانواده‌ی فرزندیاب، فراهم سازد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.