Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با صفیه عشقی (خواهر میرزاده عشقی)

مصاحبه کننده:

کلید واژه های ماشینی : عشقی، خواهر میرزاده عشقی، گفتگو با صفیه عشقی، همدان، فرزندان خانم صفیه عشقی، روزنامه، شعر، ترور، قاتل، قاتل میرزاده عشقی

خلاصه ماشینی:

"در کودکی و در سن هشت سالگی اشعار کودکانه سروده و زمانی‌که بزرگتر شد بسیاری همسالان و بزرگترها از او مسائل مختلف می‌پرسیدند و مادرم از این بابت تعجب می‌کرد که مگر میرزاده چند ساله است که بزرگان از او راهنمایی می‌خواهند؟ میرزاده در جوانی علیرغم میل پدر به تهران رفت و گاه‌به‌گاه به‌ همدان جهت سرکشی خانواده می‌آمد،به من زیاد علاقه داشت و با هم به گردش و اطراف می‌رفتیم. در آخرین سفری که (به تصویر صفحه مراجعه شود) میرزاده به همدان آمده بود به هنگام خداحافظی گفته بود که من‌ ممکن است دیگر برنگردم و حتی کشته شوم و حدود سه ماه پس از این سفر ترور شد. ناگفته نماند که همزمان و در روز واقعه،خانواده‌ ما در باغی موسوم به«منوچهری»در شمال غربی همدان بود به‌ یکباره مادرم گفت:دلم شور می‌زند و اتفاقی برای میرزاده افتاده‌ است!و همگی باتوجه به ناراحتی و بی‌تابی مادرم به خانه برگشتیم‌ و فردای همانروز خبر دادند که عشقی کشته شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.