Skip to main content
فهرست مقالات

دو گفت و گو با کازوئو ایشی گورو درباره �هرگز رهایم نکن� و �وقتی یتیم بودیم�

مصاحبه شونده:

مترجم:

(4 صفحه - از 50 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : رمان ، خاطره ، داستان ، فیلم‌نامه ، فیلم ، راوی ، کارآگاه ، ذوقاز رمان بازماندۀ روز ، زن ، نوشتن

خلاصه ماشینی:

"برای قرار گرفتن درموقعیت یک شخصیت داستانی،بایستی تخیل فراوانی را به کار گرفت،جنسیت شخصیت (به تصویر صفحه مراجعه شود)فقط یکی از چیزهای فراوانی‌ست که بایستی به آن فکر کرد و شاید این جزو مسائلچالش برانگیز نباشد. آیا در گذشتۀ خودتان چنینتجربه‌ای بوده؟آیا منابع مستقیم دیگری داشته‌اید،مثل دخترتان؟ من هرگز به مدرسۀ شبانه روزی نرفته‌ام و دخترم هم نمی‌رود!اما البته این تجربه محصولخاطرات خودم است ا زاین که احساس دوران کودکی و بلوغ چگونه است. اما با این که این حرف را زدم،هیچ صحنه‌ای در رمان نیست که حتی بخشی از آن از واقعه‌ایحقیقی برای من یا کسی که می‌شناسم نشأت گرفته باشد. اما درست پس از آن که آنرمان را تمام کردم،دو فیلم‌نامه برای کانال چهار تلویزیون انگلیس نوشتم و این کار مرا نسبتبه تفاوت‌های نوشتن برای سینما و رمان‌نویسی آگاه کرد. 2 درست است اگر بگوییم وقتی یتیم بودیم تاحدی گرامی داشت دوران طلاییداستان کارآگاهی در انگلستان است در دهۀ 1920 و 1930-آثار نویسندگانی چونآگاتا کریستی و دوروتی ل سایرز؟ شاید این که این رمان را صرفا گرامی داشت چیزی تلقی کنیم،این قضیه را زیادی مهم جلوهدهد،چون این یک داستان کارآگاهی متعارف نیست. این ایدۀ کم و بیش کمیک را هم داشتم که یک کارآگاه با ذره‌بین شرلوک هلمز بهمیان جامعۀ اعیان لندن برود،و در آخر داستان با همان ذره‌بین،جسدهای مثله شده را درمناطق جنگی معاینه کند،با این احساس حیرت که«کی این کارو کرد؟» رمان در جامعۀ اعیان لندن در دهۀ 1930 آغاز می‌شود،اما بسیاری از صحنه‌ها درچین اتفاق می‌افتد،در شانگهای نیمۀ اول قرن بیستم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.