Skip to main content
فهرست مقالات

ماهیگیر و زنش

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 14 تا 21)

کلید واژه های ماشینی : زن ، ماهی ، ماهی‌گیر ، بحر ، مرد ، ماهی‌گیر و زنش ، پاپ ، ماهی‌گیر به خانه‌اش برگشت ، خواب ، پادشاه

خلاصه ماشینی:

"» ماهیگیر در حالی که از مفکورۀ زنش راضی به نظر نمی‌رسید،نزدیک بحر رفت،وقتیدر انجا رسید،بحر سبز و طلایی معلوم می‌شد،او در کنار آب ایستاده شد و گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است. وقتی به کنار بحر رسیدبحر،ناآرام،آبی و تیره معلوم می‌شد،نزدیکتر رفت و گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است، او مرا فرستاده تا از تو گدایی کنم و بخششی بخواهم. ماهیگیر نزدیک بحر رسید وو گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است، او مرا فرستاده تا از تو گدایی کنم و بخششی بخواهم. بحر آرام،سیاه و گل‌آلود بود،باد سخت و نیرومندی می‌وزید،با آن همبه کنار بحر رفت و گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است، او مرا فرستاده تا از تو گدایی کنم و بخششی بخواهم. در چنین حالی مردماهیگیر را بیم برداشت،برخود لرزید،زانوانش ست شد و عرق ترس از پیشانیش جاری گردیدبا آن هم به کنار بحر رفت و گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است، او مرا فرستاده تا از تو گدایی کنم و بخششی بخواهم. ماهیگیر ترسیده‌ترسیده گفت: «او ای مرد دریا، بیا به من گوش بده، و به زنم آلیس، که بلای زنده‌گی من است، او مرا فرستاده تا از تو گدایی کنم و بخششی بخواهم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.