Skip to main content
فهرست مقالات

گونه های لیبرالیسم اروپایی و مفاهیم نو آزادی در ایران

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"بدین ترتیب، دریافت او از آزادی مثبت حتی بسیار فراتر از حد استدلالات و سیاست‌های دولت رفاه در سده بیستم می‌رود زیرا او برای رشد معنوی و روحانی انسانها نیز که آدام اسمیت به آن اشاره کرده و هگل و مارکس جوان به بحث درباره آن پرداخته بودند و برای مدتی در پایان سده بیستم تحت عنوان مفهوم از خود بیگانی نقل محافل بود اهمیت والایی قائل است. 11 در مقام جمعبندی باید گفت که در سده‌های هیجدهم و نوزدهم میلادی دو برداشت عمده لیبرالی از آزادی مطرح شد:برداشت فردگرایانه یا منفی آزادی که آن را به معنای نبود محدودیت قانونی می‌گرفت هر چند همچنان قانون و حکومت را برای حفظ آرامش و امنیت ضروری می‌دانست، و مفهوم مثبت یا اجتماعی آزادی که از این حد فراتر می‌رفت و خواستار مداخله بخش عمومی برای تواناسازی اکثریت چشمگیر مردم جهت استیفای حقوق و آزادی‌هایی بود که هر چند اجازه بهره‌مندی از آنها را داشتند ولی فاقد وسایل بهره‌مندی از آنها بودند. در واقع آزادی در این آب و خاک چنان حیات پر فراز و نشیبی داشته که گاه به کالایی نامطلوب تبدیل شده که نه حاکمانی که آن را به معنی اندیشمندان و اصلاح‌طلبان مشروطه با تأکید بر اهمیت قانون، خواهان دستیابی به آزادی از قید حکومت خودکامه بودند که هر چند از نظر شکلی مفهومی منفی یا سلبی از آزادی بود ولی چون تلویحا متضمن حق برخورداری از زندگی امن بود گوهری مثبت یا ایجابی داشت."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.