Skip to main content
فهرست مقالات

اویار علی

نویسنده:

(6 صفحه - از 31 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : اویار ، اویار علی ، سکینه ، زن ، شهر ، پول ، مردان ، آب ، اویار علیسرانجام اویار علی ، زمین

خلاصه ماشینی:

"اویار علی سرش گیج رفت منگ شدهبود حرفهای جواد را سبک سنگین کرد بنظرشعجیب بود ولی هفته‌ای پانصد تومان مداخلقند تو دلش آب میکرد مداخل بیشتر از مزدشبود و با این حساب درآمدش در ماه از سه هزارتومان بیشتر میشد و چهار ماهش میشد دوازدههزار تومان که برابر درآمد چند سال کار درده بود آنهم با صد جور تقلا و این دروآن درزدن و با قرض و قوله تا سر محصول کلنجاررفتن اویار زود بخودش مسلط شد دیگر برایبدست آوردن این پول باید راستی و درستی رامثل سکینه و نور علی آن دورها میگذاشت وفقط گاهی درباره‌اش فکر میکرد. خواست ناگهانی حمله کند با این فکر دستشبجیبش رفت چاقوی ضامن‌داری که همیشه درجیب داشت لمس کرد ولی باز چند لحظهدرنگ کرد خیلی شنیده بود که دنیا دار مکافاتاست و با این اندیشه اندکی آرامتر شد یادشه ربا همه خاطرات خوشش افتاد یاد رقاصهکافه که عربی میرقصید،یاد شب‌های بسیاریافتاد که توی تخت همان زنک یا زن‌های دیگرمست و بی‌خبر از سکینه و نور علی و ده باآنها هم‌بستر میشد آنهم با پولی که میگفت مداخلاست ولی بخوبی میدانست پول دزدی است. اویار برای اولین‌بار خود را با اینحقیقت روبرو دید که زندگی چند ماهه او درشهر عقیده او را نسبت بهمه‌چیز عوض کرده وبسیاری از قدرت‌های او را گرفته است توی راهمزرعه با خودش بلند حرف میزد و میگفت: -اگه سکینه‌رو می‌کشتم میرفتم زندون ویاد آواره و دربدر میشدم و دیگه رنگ شهر ونمیدیدم و نور علی هم بی‌سروسامون میشدتازه سکینه هم همان کاری را که من تو شهرمیکردم تو ده می‌کرد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.