Skip to main content
فهرست مقالات

کینه ی ازلی (از مجموعه رازهای سرزمین من)

نویسنده:

(8 صفحه - از 46 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : دیویس ، کامیون ، گرگ ، مترجم ، شیشه ، خواب ، جاده ، آمریکائی ، زمین ، راننده

خلاصه ماشینی:

"وبعد که چندین بار در طول راه عاجز شده،مترجممجبور شد پیاده شود و کامیون را هل بدهد،و بعد در چند فرسخی گردنه،برف،آرام‌آرامو ظریف شروع کرد به باریدن،و دیویس تمامفحش‌هایش را به برف و جاده و ماشین و کوهبیابان داد و آخر سر کامیون دو و نیم تنیمستشاری نظامی آمریکا در کنار جاده با سر تویبرف فرو نشست،طوری که چرخهای جلو ودماغ کامیون توی برف فرو رفت و موتور ازکار افتاد. دیویس منتظر شد تا کامیونی که از دورمی‌آمد،آمد و بسرعت از کنار الاغ رد شد ودیویس فندکش را درآورد و سرنخ را با فندکسوزاند و وقتی که جرقه ناچیز نخ انفجارشروع به حرکت بطرف الاغ کرد،دیویسدوید رفت پشت دیوار و به دیگران ملحق شدو بعد دستش را گذاشت روی شانه دهاتی و گفت،فقط بیست ثانیه مانده تا الاغت در آسمانهابه پروار درآید. مترجم گرچه شخصا آدم ترسوئیبود و خیلی هم می‌ترسید،بالاخره هر طورشده بود،دستش را دراز کرد و رویشانه دیویس گذاشت و تکانش داد و دیویسطوری بالا پرید که انگار این گرگ است کهپنجه روی شانه‌اش گذاشته. برف‌پاک‌کن‌هاهنوز کار می‌کرد و نگاه گرگ این سو وآن سو می‌رفت دیویس پایش را از روی گازبرداشت و دنده عقب زد و بعد آهسته گازداد،ولی کامیون تکان نخورد و فقطچرخ‌ها چرخید و صدای سوهان شنیده شد. مترجم فکر کرد،در مذهب کدام گرگخوردن گوشت آمریکائی حرام ولی کشتنآمریکائی حلال است؟مترجم خیالپردازیکرد،آیا گرگ می‌دانست که روغن آتشگاههای زرتشت بدست دیویس‌ها بتاراج بردهمی‌شد؟حالا صاحب اصلی زمین انتقام خودرا از یک اجنبی در پای سبلان می‌گرفت؟گرگ در هیچ جای دشت دیده نمی‌شد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.