Skip to main content
فهرست مقالات

پیروس

شاعر:

(2 صفحه - از 106 تا 107)

کلید واژه های ماشینی : روم ، گیتی ، شاه ، حریری ، قوس‌قزح ، کشتی ، مرد ، جمله گیتی ، درآمد بفرمان شاه ، هوا قوس‌قزح

خلاصه ماشینی:

"*** پیروس ترجمه نظمی قطعه بوالو {S«پی چیست این سازوبرک نبرد#همین کشتی و بیل جنگی و مرد؟»#-به بیروس گفت این یکی هوشیار#که همراز او بود و آموزگار-#«سوی روم خواهم شدن-گفت شاه-#بدانجا که جویندم از دیرگاه»#«چرا؟-گفت-گفت:از پی گیرودار#ستودش خردمند آموزگار-#که:«این رای رائی است با دستگاه#سکندر سزد کرد این،یا که شاه#چه خواهیم کردن چو شد روم راست؟#بگفتا:«همه خاک لاتن ز ماست»#خردمند گفت:«اندرین نیست شک#که آنجمله ما را شود یک بیک. #-دگر کار کوته شود؟گفت:«نه#به سیسیل از آن‌پس در آرم بنه#-همین کشتی و لشکر بی‌شمار#درآید سراکوز را برکنار»#«دگر کار-گفتا-تمام است؟گفت:#«نه،زانرو که با آب و با دیم جفت-#-همانکه بسنده است بادی بکاه#که تا خاک کار تاز باز است راه»#«کنون-گفت-بر بندگان شد درست#که ما جمله گیتی بخواهیم جست»#«برانیم از دامن قبروان#بصحرای(لی‌بی)و ریک روان»#«بمصر و حجاز اندر آئیم تنک#وزان‌پس بتازیم تا رود گنگ»#«چو از گنگ بگذشت یکران ما#شد آن مرزوبوم نوین زان ما»#«به‌پیچیم از آن‌پس بتوران زمین#ز جیحون برانیم تا پشت چین»#«چو این نیمه بخش جهان بزرگ#درآمد بفرمان شاه سترک»#«بدستور ما گشت کار جهان#چه فرمان کند شهریار جهان؟»#«به پیروزی و شادی آنگاه-گفت-#توانیم خندید و نوشید خفت»#«بدو گفت دستور آزاد مرد#که:«اینرا هم‌اکنون توانیم کرد»#«نیفکنده بر خاش را هیچ بن#بکن هرچه خواهی که گوید مکن؟»S}&%00206BMDG002G% ***{Sشنیدم که نشنید پند وزیر#سوی روم شد پادشاه(اپیر)#شکستی بزرک اندر آمد بر اوی#شکسته سوی خانه بنهاد روی#همی خواست گیتی ستاند بزور#که گیتی کشیدش بزندان کورS}*** {Sنصیحت بسی گفته‌اند اهل هوش#ولی نیست گوش نصیحت نیوش#حقیقت برون از یکی حرف نیست#کجا داند آن کز حقیقت بری است#حقیقت بکس روی با رو نشد#از اینرو سخنها دگرگونه شد#سخن از حقیقت گر آگه شدی#درازی نهادی و کوته شدی#بهار از حقیقت یکی ذره دید#بدو باز پیوست و از خود برید#چو از خود رها گشت جاوید شد#بدان ذره همراز خورشید شدS} -قوس قزح- سیف الدولة بن حمدان: {Sو قد نشرت ایدی لنجوم مطارفا#علی الجود کنا و الحواشی علی الارض#بطرزها قوس السماء باصفر#علی احضر فی احمر تحت مبیض#کاذیال خود اقبلت فی غلائل#مصبغة و البعض اقصر من بعضS}ملک طاهر چغانی: {Sبر بسته هوا چون کمری قوس قزح را#از اصفر و از احمر و از اخضر معلم#گوئیکه دو سه پیرهن است از دو سه گونه#و ز دامن،هریک ز دگر پارگکی کمS}منوچهری: {Sبا مدادی ابر هوا قوس قزح#بر مثال دامن شاهنشهی#چار دیبای ملون بر تنش#باز جسته دامن هر دیبهیS}ملک الشعرا بهار: {Sروز باران از فروغ مهر گردد آشکار#آنکمان رنک‌رنک از دامن چرخ اثیر#چون حریری چند رنگین بر تن چینی عروس#باز جسته یک ز دیگر دامن رنگین حریرS}"


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.