Skip to main content
فهرست مقالات

سلطنت (صفحه 7 تا 14)

(8 صفحه - از 115 تا 122)

کلید واژه های ماشینی : اسب ، املت بیک ، نعل ، تفنگ ، املت بیک اسب ، املت بیک بآرامی پاها ، پاپاخ ، املت باز تفنگ ، روسها ، طپانچه

خلاصه ماشینی:

"املت بیک نشانه رفت ولی غفلتا اسب لغزیده و چنان در خودپیچید که سر حیوان بزمین رسید-صدای ناله از جمعیت بلند شداما آن سوار ماهر همانطور در رکاب ایستاده مثل آنکه چنین واقعه رخنداده است و بمحض اینکه پاهایش با رکاب بزمین رسید صدای تیرشبلند شد. املت،اسب را کشت،صفر علی آهی کشیده در نهایت حزنو الم بلاشۀ اسب نگاهی کرده گفت:جزای کارکن با وفا این است!املت بیک بطور خشونت جواب داد:خیر سزای بی‌اطاعتیچنین است. -میخواهی نگوئی که اگر برای او کار نمی‌کردی گوشهایترا میبرید و نمی‌خواهی برای من کار بکنی بملاحظه اینکه میگوئی مناین حق را ندارم؟بسیار خوب رفیق،من گوشهایت را نخواهم بریدزیرا این عمل بما مسیحیان نهی شده است ولی بدان که اگر اطاعتنکنی دویست شلاق خواهی خورد-شنیدی؟ -بلی -پس مشغول شو -چون یک نفر مسلمان خوبی هستم حرفم را تکرار میکنم:امروز جمعه است و ما مسلمانان در این روز کار نمی‌کنیم. در این حین چند نفر از رفقای نعل‌بند کلاه‌ها را تا رویچشمهای خود کشیده دست‌ها را بقبضه خنجر برده بنزدیک کاپیتانرفته با صدای خشن بآهنگر میگفتند:علی اکبر اسب روس را نعلنکن،دست بچکمه‌هایش مزن و آن کاریرا که برای املت بیک-که یکنفر مسلمان متعصب است-کردی برای این سگ مسکوئی مکن. باید دانست که املت بیک پس از ورود روسها دیگر هیچ ملتفتاین گیر و دار نشد،و چون نمی‌خواست با آنها سوء تصادفی نماید؛به دایه‌اش-که از اول بازی با چشمهای مهربیز و محبت‌آمیز خود مانندیک مادر مهربان باو نظر میافکند-چند کلمه گفت و بر مرکب جستهراه منزلش را-که مانند لانه عقاب بر بویناکی مسلط بود-در پیشگرفت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.