Skip to main content
فهرست مقالات

سلطنت - فصل ششم و هفتم (صفحه 55 تا 62)

(8 صفحه - از 451 تا 458)

کلید واژه های ماشینی : اسب ، کوه ، رودخانه ، قزاق ، روسها ، جنگ ، املت ، اترک ، جمبولا ، چچنها

خلاصه ماشینی:

"املت دو مرتبه چخماق را بسنگ زد صدا و برق آتش دقت‌نظر قزاق را جلب نمود با خود گفت:آه چه چیز است شاید گرگ باشد که دندان‌هایش را بهم میزند و چشمانش میدرخشد همینکه باز نقطه درست متوجه شد هیکل مردی را در تیره‌گی شب مشاهده نمود، هنوز صدا از دهان نیمه‌بازش برای خبردار نمودن سایر قراولان بیرون نیامده بود که خنجر جمبولا تا قبضه در قلب فرو رفت و بدون نالۀ بزمین افتاد قزاق دیگر همانطور در خواب مقتول و در لحظۀ خوابش بمرگ مبدل شد،سپس جوبیرا که در آنجا نصب بود کنده و برودخانه انداختند،بعد از برچیدن این پست راه باز و قشون بان دشت یورش برده بغارت و چپاول شروع نمودند،قاباردین‌ها داخل خانه‌ها شده هرچه ممکن بود بغارت میبردند اما آتش بدهات نزده و صدمه بکشت و زرع نمیرسانیدند و میگفتند:چرا بنعمتی که خدا بانها داده و زحمتی را که آنها متحمل شده‌اند لطمه وارد سازیم این حرکت پیروی از اعمال راه زنان است-بفاصله یک ساعت مسافت؟؟؟راه را غارت و چپاول نمود یک نفر شبان که صدای خبردار و حاضرباش را بگوش قزاقان رسانید فورا کشته شد. گروه عظیمی بطرف کوه و دامنه بالا میرفتند،اسرای زیادی را هم برکاب،دم و زین اسب بسته با خود میبرندند،صدای ناله و خروش اسرا با آواز فرح‌انگیز و شادی فاتحین بهم مخلوط شده بود،غالبین بواسطه سنگینی اسبها و کثرت گله‌های گاو و گوسفند که در جلو میراندند بارامی و تانی بطرف رودخانه اترک قطع طریق نموده شاهزادگان هم در جلو آنها بتاخت و تاز و بازی و خودنمائی مشغول بودند اما قزاقها از هر طرف پیدا شده و درختها و گودالها را سنگر خود ساخته در آنها پنهان شدند چچن‌ها بچند دسته پراکنده گشته و جنگ شروع شد و از هر طرف صدای تفنگ بلند و شراره آتش آن نمودار گشت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.