Skip to main content
فهرست مقالات

سلطنت - فصل سوم (صفحه 23 تا 30)

(8 صفحه - از 227 تا 234)

کلید واژه های ماشینی : اسب ، کوه ، روسها ، املت بیگ ، جنگ ، املت بیگ بر سر قله ، احمد خان ، فتحعلی سوار اسب ، اسب املت بیگ ، ملا سلیمان

خلاصه ماشینی:

"در این سکوت و آرامشی که فراز و نشیب کوه و قریه را فراگرفته بود فقط علائم و آثاریکه در این فضا اشاره بحیات مینمود؛همانصدای زق‌زق و جیرجیر عوام و حشرات کوچک و ضعیف بود که {%{J{U U}سلطنت فصل سومJ}آفتاب گرم ظهر حرارت خود را برروی تخته سنگهای جبال قفقازافکنده و از طرفی صدای دعوت ملاها مردم چیچلینیا را برای دعا ونماز از اطراف بلند است. سوار گفت:ای فتحعلی از خدا تشکر کن که پدرت را میشناختم و مکرر در جنگها شانه‌به‌شانه با هم بودیم با وجود رفاقت با پدرتفردا مادرت گریه خواهد کرد وقتی که عضلات و پاره‌های بدنت رابدندان گرگان و منقار کرکسان به‌بیند،ای پسر!ماند راه‌زنان و دزدان در طرق و شوارع میگردی و بهانه میجوئی که با مردم بجنگی یا دستبگریبان شوی در صورتیکه استخوانهای پدرت در خاک روس افتاده و زنانقزاقان اسلحۀ پدرت را میفروشند. حکمرانی برتاتارها را عادت کرده وگمان میکنی که باید با کوه‌نشینان هم بهمین ترتیب رفتار کرد-،ما شکست‌خورده و تعاقب شده‌ایم چنگال قوی قدرت،برما فشار میاوردچند نفر از نوکرهای تو و من در میدان جنگ نشانه تیر روسها شده و برخاک هلاک افتاده‌اند و اینک تو میخواهی که بدین‌سان خود را به&%00408BMDG004G% در طرق و شوارع میگردی و بهانه میجوئی که با مردم بجنگی یا دستبگریبان شوی در صورتیکه استخوانهای پدرت در خاک روس افتاده و زنانقزاقان اسلحۀ پدرت را میفروشند. حکمرانی برتاتارها را عادت کرده وگمان میکنی که باید با کوه‌نشینان هم بهمین ترتیب رفتار کرد-،ما شکست‌خورده و تعاقب شده‌ایم چنگال قوی قدرت،برما فشار میاوردچند نفر از نوکرهای تو و من در میدان جنگ نشانه تیر روسها شده و برخاک هلاک افتاده‌اند و اینک تو میخواهی که بدین‌سان خود را به&%00408BMDG004G% (چچن)ها بنمایانیم."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.