Skip to main content
فهرست مقالات

مناسبات ایلخانان و جغتاییان در عهد فرمانروایی سلطان محمد الجایتو - 703 - 716 ه. ق -

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 73 تا 92)

کلیدواژه ها :

ایلخانان ،خراسان ،ماوراءالنهر ،الجایتو ،اولوس جغتای ،مناسبات خارجی ،خان بزرگ

کلید واژه های ماشینی : جغتای ، ایلخانان ، الجایتو ، جغتاییان ، اولوس جغتای ، مناسبات ایلخانان و جغتاییان ، حکومت ، مغول ، حکومت ایلخانی ، خراسان

پس از تأسیس حکومت ایلخانی درایران(654ﻫ.ق)، مسألۀ مناسبات با سایر اولوس‌های مغولی به یکی از مسائل مهم این حکومت تبدیل شد. از جمله مهم‌ترین این اولوس‌ها، اولوس جغتای در شمال‌شرقی ایران بود که حدود سه دهه پیش از تأسیس حکومت ایلخانی در ماوراءالنهر شکل گرفته بود. به همین دلیل جغتاییان نوعی حق تقدم در حاکمیت بر نواحی شرقی ایران ، که در آن زمان فتح شده بود، برای خود قائل بودند. در نتیجه، این دو حکومت باوجود ریشۀ خاندانی مشترک، در مجموع مناسباتی پرفراز و نشیب با یکدیگر داشتند. ایلخانان بیشتر به دنبال حفظ مرزها و حق حاکمیت خود در شرق ایران بودند و به همین دلیل اولویت آنها حفظ آرامش و صلح میان دو طرف بود؛ حال آنکه تمایل جغتاییان به تسلط بر شرق ایران، که از نظر آنان منبع ثروت مادی و انسانی بود، موجب بروز یک رشته درگیری‌ها میان دو طرف گردید که تقریبا در سرتاسر عصر ایلخانان ادامه داشت. بااین حال، گاه ضرورت‌های پیش‌آمده برای هر یک، آنها را به سازش‌هایی هرچند کوتاه مدت و شکننده وادار می‌کرد. مجموعه‌ای از تحولات داخلی در قلمرو هریک از این دو حکومت و نوع مناسبات آنها با قدرت‌های دیگر زمانه بر مناسبات این دو قلمرو مغولی تأثیرگذار بود. دورۀ حکومت سلطان محمد الجایتو، هشتمین ایلخان مغول، در ایران از نظر در برداشتن اشکال مختلف مناسبات این دو حکومت اعم از برخورد نظامی، دخالت سیاسی و صلح، دوره‌ای بااهمیت به‌شمار می‌آید؛ به گونه‌ای که آن را به مثابۀ نمادی از مجموع تاریخ روابط این دو قلمرو مغولی نیز می‌توان در نظر گرفت. درعین‌حال، این دوره را یکی از حساس‌ترین مقاطع در روابط آنها و آخرین دورۀ مهم آن می‌توان به‌شمار آورد؛ چرا که مناسبات دو طرف در سال‌های پس از آن؛ یعنی، دورۀ فرمانروایی ابوسعید، فرزند و جانشین اولجایتو و آخرین ایلخان ایران، در واقع نتیجه و ادامۀ تحولات این عصر بود. مقالۀ حاضر می‌کوشد تا براساس چنین دیدگاهی، ابعاد مختلف مناسبات این دو حکومت و عوامل تعیین کننده در آن را در عهد فرمانروایی این ایلخان بررسی کند.

خلاصه ماشینی:

"اقتدار قایدو و متحدان جغتایی وی از یک سو مناسبات سیاسی و اقتصادی ایلخانان با خان بزرگ در چین را کاهش داد و از سوی دیگر موجب رشته‌ای از حملات آنها به خراسان و حتی مازندران شرقی شد و شورشگرانی همچون امیر نوروز نیز در برابر حکومت مرکزی ایلخانی به قایدو متوسل شدند (Biran,1997:57-61). او مدتی بعد در قوریلتایی که با حضور امرا و خان‌زادگان جغتایی تشکیل داد برادر خود، ایسن بوقا، را ،که در این زمان در رأس سپاه نگودری در حدود شرقی خراسان و مرز هندوستان مستقر بود، به فرمانروایی اولوس جغتای انتخاب کرد. البته نمی‌توان این لشکرکشی را به‌طور قطع مربوط به این زمان و برای مجازات متجاوزان از سوی الجایتو دانست؛ زیرا منابع از درگیری مشابهی یاد می‌کنند که مدتی پس از عقب‌نشینی خان‌زادگان جغتایی، بین یساور و آنان رخ داد و در آن سپاه ایلخانی در همراهی با یساور با کبک درگیر شد(قاشانی، 1348: 215- 218؛ حافظ ابرو،1350: 114). الجایتو با وعدۀ کمک به یساور، در حکومت جغتاییان، که در این زمان دوران اقتدار خود را سپری می‌کرد، شکاف و اختلاف ایجاد کرد و احتمال حملۀ آنها به قلمرو ایلخانان- نظیر آنچه ایسن‌بوقا انجام داده بود- را کاهش داد. پس از به حکومت رسیدن سلطان محمد الجایتو، تحولات جدید در مجموعه امپراتوری مغول، که در تلاش برای وحدت دوبارۀ خان‌نشین‌های مغول تبلور یافت، اوضاع داخلی اولوس جغتای و تغییر سیاست ایلخانان از رویارویی دائم با ممالیک مناسبات این دو قلمرو مغولی را وارد شرایط نسبتا تازه ای کرد که در نهایت به سود ایلخانان ادامه یافت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.