Skip to main content
فهرست مقالات

تطور دعوی مهدویت ابن تومرت - 515 - 524 ه. ق - و نقش آن در تکوین دولت موحدان در مغرب اقصی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (16 صفحه - از 93 تا 108)

کلیدواژه ها :

امر به معروف و نهی از منکر ،ابن تومرت ،موحدان ،بلاد مغرب ،مرابطان مهدویت ،صفویه ،ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ ،موحدان والی‌نشین اردلان ،روابط سیاسی

کلید واژه های ماشینی : ابن تومرت ، بن تومرت ، مهدویت ، میان قبایل بربر بلاد مغرب ، مغرب ، بلاد مغرب ، تطور دعوی مهدویت ابن تومرت ، بربر ، حرکت دینی ابن تومرت ، موحدان

حرکت دینی محمد بن عبدالله بن تومرت ملقب به المهدی در میان قبایل بربر بلاد مغرب مهم ترین جنبش مهدوی‌گری مبتنی بر الگوی سنی نیمۀ اول قرن ششم هجری به شمار می‌آید؛ جنبشی که به تکوین دومین نظام سیاسی مقتدر بربر با عنوان موحدین انجامید. نقطة آغازین حرکت دینی ابن تومرت بر پایۀ امر به معروف و نهی از منکر استوار بود تا بدین ترتیب از دولت مرابطان جامعه‌ای منحط و غوطه‌ور در فساد اجتماعی و سیاسی به تصویر کشاند و با این پیش زمینه بتواند رابطة معنادار وضع نابهنجار سیاسی، اجتماعی و فکری و ظهور مهدی موعود را بر آن دورۀ تاریخی و برخود تطبیق کرده، پذیرش آن را برای تودۀ مردم آسان سازد. به همین سبب، دعوی مهدویت ابن تومرت تالی امر به معروف و نهی از منکر واصل جهاد بود. پیشتر به منظور تقویت عصبیت قبایل بربر مصموده برای تأسیس یک نظام سیاسی - دینی منطقه‌ای در کوتاه مدت و فرا منطقه‌ای در بلند مدت از راه وحدت اجتماعی عمومی قبایل بربر مصموده با زعامت او بود.والی‌نشین اردلان از جمله حکومت های محلی عصر صفوی بود که سابقۀ تشکیل آن به پس از صفویه باز می گشت. حکام این والی‌نشین، که بر قسمت هایی از مناطق کرد نشین غرب کشور حکم می راندند، به دلیل جایگاه خاص جغرافیایی خود؛ یعنی، قرار گرفتن در مرز ایران با امپراتوری عثمانی، رقیب متخاصم صفویان، نقش قابل توجهی در مناسبات این دو حکومت داشتند؛ چرا که منطقۀ حکومتی این والی‌نشین در میدان نبرد و مبارزه و در مسیر جغرافیایی لشکرکشی های این دو امپراتوری قرار داشت. به همین دلیل حاکمان این والی‌نشین به تناسب ضعف یا قوت دربارهای صفوی و عثمانی گاه با دولت صفویه و گاه با دولت عثمانی سیاست همگرایی و همداستانی را در پیش می‌گرفتند. این پژوهش در صدد است تا با بررسی تعاملات والی‌نشینان اردلان با پادشاهان صفوی به دو پرسش اساسی زیر پاسخ دهد:1. ضعف یا قدرت حاکمان این والی‌نشین چه تأثیری در روابط آنان با مرکز داشت ؟2. واگرایی یا همگرایی والیان اردلان نسبت به سیاست های دربارهای صفوی و عثمانی تا چه اندازه تابع میزان قدرت و انسجام یا ضعف و نابسامانی حاکم بر این دربارها بود ؟

خلاصه ماشینی:

"ابن تومرت، فقیه معروف بلاد مغرب که برای کسب علوم دینی روانۀ اندلس و سپس مشرق زمین شده بود، پس از بازگشت به موطن حرکت اصلاحی خود را برای تغییر وضع موجود از اوایل قرن ششم هجری آغاز نمود. (شهیدی پاک، 1389: 375-446) عبدالله ناصری در کتاب مقدمه ای بر تاریخ مغرب اسلامی نیز در بیان دولت موحدان تنها به ذکر خلاصه ای از سه رکن توحید، امامت و امر به معروف و نهی از منکر به عنوان شالوده‌های فکری ابن تومرت اشاره نموده است. علی محمد محمد الصلابی، نویسندۀ کتاب اعلام اهل العلم و الدین باحوال دوله الموحدین، در تحلیل خود بر این عقیده است که ادعای مهدویت ازسوی ابن تومرت برجسته ترین شکل انحراف در زیر بنای فکری و عقیدتی او بود (الصلابی،33:1424). عملکرد توأم با خطای علی بن یوسف در به کارگیری رومیان در سپاه دولت اسلامی مرابطان و بازگذاشتن دست آنها در تحقیر و سرکوبی مسلمانان (المراکشی، ابن عذاری1418: 4/102) و فرمان دادن به سوزاندن کتاب های غزالی در مغرب اقصی و اندلس در سال503ﻫ. ق) برای سرکوبی این قیام (النویری،1980: 24/274-275) باعث گردید تا ابن تومرت نهضت خودرا در فضای سیاسی آرام ناشی از عدم حضور علی بن یوسف در مغرب اقصی توسعه دهد وتحکیم کند. با این اقدام، ابن تومرت از احساسات دینی و علاقۀ مردم به ظهور مهدی برای دفع ظلم و ستم، هم در تقویت عصبیت قبایل مصموده و هم در تکوین دومین نظام سیاسی بربر با عنوان موحدان بهره گرفت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.