Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی تحلیلی نظریه کرد بودن لرها

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (14 صفحه - از 1 تا 14)

قوم لر یکی از اقوام ریشه‌دار و اصیل ایرانی است که در مناطق وسیعی از غرب ایران تا منتهی الیه دامنه‌های جنوبی زاگرس پراکنده است. پیش از آنکه قلمرو کنونی لرها به تصرف آریایی‌‌ها درآید، اقوام باستانی ، نظیر کاسی‌ها، عیلامی‌ها و آسیانی ها سکونت داشتند. از قرن چهارم هجری که نخستین بار واژه « لر» در متون تاریخی مورخان و جغرافی نویسان مطرح گردید، در خصوص منشأ نژادی این قوم نظریات گوناگون و بعضا متضادی مطرح شد که در این میان « نظریه کرد دانستن قوم لر »در بین مورخان و جغرافی‌نویسان، طرفداران بیشتری دارد. اگر چه پیوستگی نژادی، فرهنگی و تاریخی لرها و کردها را نمی‌توان انکار کرد و هردو گروه ایرانی هستند و بخش بزرگی از جمعیت آنان بازماندگان ساکنان قدیمی ایران زمین هستند، اما علیرغم خاستگاه واحد و مشترکات فراوانی که ‌دارند، در طول تاریخ به ویژه از دوران اسلامی‌بدین سوی، این دو گروه هویت قومی مستقلی داشته و به عنوان دو جمعیت بزرگ از هم تفکیک شده‌اند. از این روی این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به نقد و بررسی نظریه متداول در برخی متون و منابع تاریخی درباره این که قوم لر شاخه‌ای از کردها هستند می‌پردازد و قوم لر را در کنار قوم کرد به عنوان یکی از اقوام ایرانی معرفی می‌کند.گسترش فتوحات اسلامی و حضور سپاهیان مسلمان در قلمروهای جدید همواره با موانعی جدی روبرو بود. شکل‌گیری مقاومت‌های محلی ساکنان بومی سرزمین‌های تازه‌فتح‌شده را می‌توان از مهم‌ترین این موانع به شمار ‌آورد. وجود این دست مقاومت‌ها درسرزمین مغرب یکی از اصلی‌ترین مشکلات پیش‌روی فاتحان این سرزمین بود. از جمله آن مقاومت پایداری "کاهنة" منطقة اوراس در برابر فاتحان مسلمان است. این مقاله برآن است تا پس از بررسی بازة زمانی نه ‌ساله‌ای (81 -73ه.ق/700-692م) که به شکل‌گیری مقاومت کاهنه در برابر مسلمانان انجامید، نخست تصویر دقیقی از شخصیت وی ارائه داده، آن‌گاه به پرسش‌های مهمی که دربارة او و ارتباطش با رویدادها و جریان‌های سیاسی مغرب وجود دارد، پاسخ گویند و در آخر پیامدهای مقاومت و شورش او را بررسی کرده، دلایل وقفة طولانی‌مدت فتح مغرب را در مقایسه با دیگر سرزمین‌های مفتوحه تبیین نماید.

خلاصه ماشینی:

"اگرچه در برخی منابع تاریخی نظیر تاریخ گزیده حمداله مستوفی و منتخب التواریخ معین الدین نطنزی مطالبی به صورت مختصر و گذرا درباره پیوستگی نژادی لرها و کردها بیان شده است، لیکن در تحقیقات جدید در حد تتبع، به طور مستقل پژوهش‌های چندان منسجمی که مبتنی بر ریشه‌یابی نژادی این اقوام باشد، انجام نشده است . - در بررسی گزارش‌های مورخان و جغرافی‌‌نویسانی نظیر مسعودی، طبری، ابن حوقل و دیگران که لرها را از طوایف اکراد دانسته‌اند، نیز به نظر می‌رسد توجه به این نکته ضروری است که واژه کرد در قرون اولیه اسلامی کاربردی عام برای همه گله داران، بیابان گردان، چادر نشینان و کوه نشینان کوهستان‌های زاگرس و دامنه‌های آن داشته است. در این باره که عده‌ای روایت مهاجرت برخی طوایف کرد به قلمرو لرستان را مبنای کرد دانستن لرها پنداشته‌اند، باید در نظر داشت که چنین جابجایی‌‌هایی در فرایند تحولات تاریخی ایران در تمام پهنه جغرافیایی فلات و سرزمین‌های پیرامونی امری طبیعی است و اصولا مهاجران به عنوان یک اقلیت با وجود منشأ متفاوت، نخست به لحاظ سیاسی و اجتماعی و سپس در بعد فرهنگی در جامعه جدید تحلیل می‌رفتند. اگرچه پیوستگی نژادی، فرهنگی و تاریخی لرها و کردها را نمی‌توان انکار کرد و هردو گروه ایرانی هستند و بخش بزرگی از جمعیت آنان بازماندگان ساکنان قدیمی ایران زمین هستند اما علیرغم خاستگاه واحد و مشترکات فراوانی که دارند، در طول تاریخ به ویژه از دوران اسلامی بدین سوی این دوگروه هویتی مستقل داشته و به عنوان دوگروه قومی از هم تفکیک شده‌اند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.