Skip to main content
فهرست مقالات

شایسته سالاری و راهبردهای آن در رویکرد اسلامی

نویسنده:

(28 صفحه - از 35 تا 62)

کلیدواژه ها :

مدیریت ،سازمان ،راهبرد ،خط‌مشی

کلید واژه های ماشینی : شایسته‌سالاری ، راه‌برد ، اسلامی ، سازمان ، انسان ، مدیریت ، قرآن ، رویکرد اسلامی ، خداوند ، راهبردها منجر به تحقق شایسته‌سالاری

در جامعه‌ای که بر اساس فرهنگ اسلامی رشد کرده است، در صورتی راهبردها منجر به تحقق شایسته‌سالاری می‌شود که بر اساس رویکرد اسلامی طراحی شده باشد. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، سعی کرده است، راهبردهای شایسته‌سالاری از منظر قرآن کریم را تبیین کند. بر اساس این مطالعه، مهم‌ترین عامل برای تحقق و نهادینه‌سازی شایسته‌سالاری، بررسی و نقد باورها و ارزش‌های نادرست نسبت به شایسته‌سالاری و سپس جایگزین ساختن ارزش‌ها و باورهای اسلامی به جای آنهاست. ازاین‌رو، یافتة علمی، تحقیق حاضر این است که برای شکل‌گیری و تثبیت شایسته‌سالاری، حکومت اسلامی باید در سطح راهبرد خط‌مشی، تحقق و تثبیت ارزش‌ها و باورهای اسلامی را به مثابة یک خط‌مشی اساسی مورد توجه قرار دهد و برای تحقق این امر در سطح راهبرد سازمانی، به برنامه‌ریزی نیروی انسانی مناسب، جامع و دقیق اقدام نماید و در سطح راهبرد مدیریتی، ارزش‌های اسلامی مرتبط به کار، مسئولیت، حق و چگونگی استفاده از منابع را سرلوحة رفتار خود قرار دهد.

خلاصه ماشینی:

"96 شایسته‌سالاری در ادبیات اسلامی از آنچه دربارة تعاریف شایستگی مطرح شد، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که شایستگی در هر دو سطح کلان حاکمیت، و کوچک سازمانی، به برخورداری از ویژگی‌هایی همچون توانایی علمی، مهارتی، شخصیتی و ارزشی اشاره دارد و یک نظام اعم از نظام، کلان جامعه و نظام خرد و سازمانی در صورتی شایسته‌سالار است که در آن افراد بر حسب توانایی، لیاقت، مهارت و شخصیت خود و البته با توجه به آیات مربوط به صفات صالحان و مؤمنان بر اساس ایمان به خداوند، به مناصب و کارهای موجود در جامعه یا سازمان برگزیده شوند و در همة فرایندهای ـ بعدی ـ برای نمونه، ارتقا، پاداش و به‌طور کلی، همة مزیت‌های اجتماعی و سازمانی ـ شایستگی افراد محور توجه باشد. نمودار سلسله مراتب راهبرد شایسته سالاری بر اساس آیاتی که صفات مؤمنان و صالحان را بیان می‌نماید، تحقق شایسته‌سالاری در جامعة اسلامی نیازمند آن است که ابتدا فرهنگ و باورهای غلط موجود در جامعه نسبت به قدرت، منزلت و حق استفاده و برخورداری از منابع و امکانات مادی و معنوی جامعه مورد سؤال و تردید قرار گیرد؛ چنان‌که پیامبر اکرم( و حضرت ابراهیم( در برخورد با مشرکان این‌گونه عمل می‌کردند؛ یعنی ابتدا فرهنگ و اندیشة شرک‌‌آمیز را زیرسؤال می‌بردند و سپس ارزش‌های توحیدی را جایگزین آن می‌نمودند و برای اینکه کار انبیای الهی به ثبات برسد و نهادینه شود، خداوند منصب «امامت» را تعریف نمود که البته حضرت ابراهیم( نیز از خداوند خواست تا مقام امامت را در ذریه‌اش قرار دهد، اما خداوند از اینکه می‌دانست ذریة ایشان در زمرة ظالمان قرار می‌گیرند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.