Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تطبیقی معانی و جایگاه خیال در مثنوی و آراء افلاطون

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (14 صفحه - از 93 تا 106)

کلیدواژه ها :

شناخت ،افلاطون ،حس مشترک ،مولوی ،خیال

Plato ،Knowledge ،Molavi ،Imagination ،common feeling

کلید واژه های ماشینی : خیال ، افلاطون ، معرفت ، معرفت ، مولوی ، حس ، حس ، تقلید ، جایگاه خیال در مثنوی ، مولانا

یکی از دغدغه‌های فلاسفه و حکما تشریح و تبیین چیستی خیال، جایگاه و کارکرد آن در ارتباط با انسان و هستی‌شناسی، بوده است. افلاطون اولین فیلسوفی است که برای خیال مرتبة معرفت شناسی قائل شد و با تقسیم جهان به دو عالم معقول و محسوس، مرتبة شناخت خیال را مختص عالم محسوس دانست. مولوی هم در جای جای مثنوی به خیال، اقسام آن، جایگاهش در شناخت و معرفت انسان اعم از امور عینی و ماورائی و تأثیرات متعددی که بر جسم، روان و کمالات روحی فرد می‌گذارد، پرداخته است؛ بنابراین این جستار درصدد است تا به مقایسة خیال از دیدگاه این دو بپردازد. برای نیل به این هدف ضمن استفاده از روش توصیفی- تطبیقی، نخست، تعاریف خیال از نظر مولوی در مثنوی و نظریات افلاطون بررسی، سپس شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه‌های این دو نشان داده شده است. نتیجه این‌که دیدگاه‌های آنان از جهت غیر واقعی بودن و سایه بودن جهان و پدیده‌ها، ارتباط تقلید و خیال، محدود و ناقص بودن ابزار خیال برای درک واقعیت و این‌که این نحو ادراک متعلق به عموم مردم است، به هم شبیه و در مواردی مانند قدرت خیال، جایگاه معرفتی خیال، معنی و تأثیر خیال متفاوت است.

Describing and explaining the nature of imagination and its function with regard to human being and ontology has always been one of the preoccupations of philosophers and thinkers. Plato is the first philosopher who considered an epistemological status for imagination and، by dividing the world into the world of reason and world of senses، he ascribed the knowledge of imagination to the world of senses. In different parts of Mathnavi، Molavi، the great Muslim-Iranian mystic، has paid much attention to imagination، its types، its status in the Knowledge of Man (both physical and metaphysical affairs) and its various influences on the body، soul and mental states of any individual. Thus، the present article aims to compare the concept of imagination in the view of the two thinkers. For reaching such aim، while using a descriptive-comparative method، first، the definitions of imagination in Mathnavi and Plato’s ideas are investigated and، then، the similarities and differences of the two views are shown. The conclusion is that their ideas are similar with regard to unreality and shadowiness of the world and phenomena، the relation between imitation and imagination، deficiency and restrictions of imagination for understanding the reality، whereas their ideas are different regarding the power of imagination، its epistemological status and the meaning and influence of it.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.