Skip to main content
فهرست مقالات

اسلام و بالندگی فرهنگ و تمدن

نویسنده:

(3 صفحه - از 23 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : اسلام، دانش، فرهنگ، بغداد، خلافت، فرهنگ و تمدن، دانشمندان، شکوفایى فرهنگ و تمدن اسلامى، تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام

خلاصه ماشینی:

"دستیابی او به گنجینۀ نفیس کتابخانه ساسانیان که یزدگرد سوم آخرین پادشاه آوارۀ سلسلۀ ساسانی بسیاری از کتابهای آن را همراه خود از مداین به مرو برده بود،(7) بهره‌گیری از معارف اهل‌بیت در محضر علی‌بن موسی‌الرضا(ع)امام هشتم شیعیان-که به اعتراف خود او از میان سی‌هزار تن از عباسیان مقیم مروا حق و اولای علی(ع)و آل عباس در فضل و پارسایی و دانش برای احراز مقام ولایت و خلافت بود(8) -و سرانجام بازگشت پیروزمندانۀ او به پایمردی و همراهی سیاستمداران و دانشمندان خراسانی به بغداد و انتقال کتابهای علمی به این شهر رونق علمی پایگاه خلافت عباسی را موجب گردید(9) و در دارالخلافه‌ای بر مسند خلافت نشست که تکوین مذهب اجتهادی شیعه و رواج مکتب فکری و کلامی معتزله-که مأمون بدان گرایش داشت(10) -و دیگر طریقتهای دینی و مذهبی و مکتبهای فکری که از پرتو اجتماع پیروان ادیان و مذاهب گوناگون و تشکیل نشستهای نقد و نظر با استفاده از آثار علمی ایرانی، یونانی،سریانی،هندی که همه را در کتابخانۀ بیت‌الحکمه بغداد گردآورده و برای ترجمه و تحقیق در اختیار اهل علم نهاده بود(11) ،زمینه برای ابراز و اظهار عقاید و رواج روحیۀ خردگرایی و آزاد اندیشی و شکوفایی شخصیت انسانی در محیطی مناسب و پرجنب و جوش علمی و اجتماعی در بغداد فراهم شد که شافعی در اواخر سدۀ دوم دربارۀ آن گفت:«هر کس بغداد را ندیده نه جهان را دیده و نه مردم جهان را»."

صفحه:
از 23 تا 25
23 کیهان فرهنگی , اسفند 1372 - شماره 107

‌ ‌‌‌تـحقيق‌ و تاريخ

اسلام و بالندگى فرهنگ و تمدن

علل شكوفايى فرهنگ و تمدن اسلامى در قرن سوم‌ هـجرى‌3

دكتـر‌ نـورالله كسايى3

(به تصوير صفحه مراجعه شود)محمد-احمد و حسن شاكر خراسانى نزديك به صد‌ سـالى كه امويان حاكم بر سرنوشت جامعۀ اسلامى سنتهاى جاهلى عرب و روحيۀ بدوى‌ و بيابانگردى را جـايگزين اهداف‌ دادگسترى‌ و آرمانهاى انـسانى اسـلام كردند،تعاليم اين آيين در لايه‌هاى واپس‌گرايى و تعصبات قومى امويان نژادگرا پنهان ماند، تا در هنگامۀ اوج اين بيدادها و نابخرديها پايمردى و قيام ايرانيان خاصه خراسانيان اين لكۀ ناساز‌ را از اندام ايران و اسلام زدود(1) و حكومتى را به جاى آن گماشت كه دست كم در صد سال نخست آن سـر رشتۀ امور در دست دولتمردان دانشمند و ادب‌پرور ايرانى بود.(2)

اين‌ رجال‌ با دانش و درايت با بهره‌گيرى از مايه‌هاى معنوى اسلام و ما ترك علمى جوامع متمدن آن زمان و بناى بغداد در نزديكى مداين پايتخت ساسانيان(3) ، فضاى فـرهنگ پرورى را در اين دارالخـلافۀ‌ نوبنياد‌ عباسيان فراهم ساختند كه هر چند مدتى محدود مدينه‌اى آرمانى بود،اما توانست اسلام را از محدودۀ يك دين عربى و محصور در عادات بدوى به آيينى جهانى و فرهنگى كه‌ در‌ نهاد آن نقش بسته بود،بدل سـازد.

حـضور فعال مردان با تدبير و دانش پرورآل برمك، خاندان نوبخت،برادران سرخسى و پسران موسى شاكر در صحنۀ سياسى-اجتماعى دنياى اسلام و پايمردى‌ آنان‌ در‌ فراخوانى گروهى انبوه از دانشمندان‌ و نخبگان‌ مرامها‌ و نژادهاى گونه‌گون و آمـيزش فـرهنگهاى برخوردار از آرمانها و عقايد رنگارنگ محيط مسامحه‌گر و آسان‌گير و به دور از گرايشهاى خرد آزار و نادان‌پرور را در‌ اين‌ مركز‌ قلمرو اسلام فراهم ساخت كه زمينه را براى‌ بهره‌گيرى‌ از مايه‌هاى تمدنهاى بيگانه و استفاده از وجود دانشمندان و زبان‌دانان ايرانى،يونـانى، سـريانى،هـندى و...به وجود آورد كه افزون بر‌ تـرجمۀ‌ آثـار‌ عـلمى پيشينيان به زبان عربى،بر محتواى علوم و فنون موجود‌ افزودند(4) و جوانه‌هاى پژمردۀ دانش در نظامهاى رو به فرسايش را بر نهال نوخاسته فرهنگ و تـمدن اسـلامى پيونـد دادند‌ و دانشهاى‌ كهن‌ و نورا چنان بارور ساختند كه بـار ديگـر از طريق اندلس اسلامى‌ و در‌ پس تلاقى غرب مسيحى با شرق اسلامى در خلال جنگهاى ديرپاى صليبى به باختر زمين راه‌ يافته‌ و زمينه‌ را بـراى بـيدارى اروپاى مـسيحى از خواب قرون وسطايى و ورود به مرحلۀ‌ رنسانس‌ فراهم‌ ساختند.از اين‌رو آن دانـشها نه تنها نمردند،بلكه شادابى و بالندگى تازه يافته و چنان‌ شدند‌ كه‌ با تأسيس نخستين فرهنگستان علوم يعنى بـيت‌الحكمه و رصـدخانه‌ها و بـيمارستانها و آزمون پزشكان و داروسازان و مجالس درس‌ و بحث‌ آزاد در نهادهاى علمى-آموزشى و تأليف آثـار بـديع و بى‌سابقه،كاخى با شكوه از‌ دانش‌ و ادب‌ به بلنداى تاريخ تمدن بشرى در نيمۀ نخست سدۀ سوم هـجرى در بـغداد سـاخته‌ و پرداختۀ‌ ايرانيان قد برافراشت.(5)

طليعۀ سدۀ سوم هجرى با خلافت مأمون (198-218 ق)تـقارن‌ دارد‌،تـنها‌ خـليفه از دودمان عباسى كه با برخوردارى از استعداد فطرى و تربيتى اسلامى-ايرانى،اقبال ايام‌ دولتش‌ اكتساب آداب و روحـيۀ دانـش دوسـتى و فرهنگ پرورى و تحمل آراء و تسامح در پذيرش‌ افكار‌ گوناگون‌،دوره‌اى درخشان و بى‌مانند در تاريخ زندگى سياسى،اجتماعى و فـرهنگى اسـلام را براى او فراهم ساخته‌ بود‌.

مامون‌ در دامان دانشمندان و سياستمداران مرو (مركز فرمانروايى او كه ميراث‌دار فـرهنگ و تـمدن‌ ايرانـ‌ و يونان آن زمان در خاوران اسلام بود)(6) پرورش يافت. دستيابى او به گنجينۀ نفيس كتابخانه ساسانيان‌ كه‌ يزدگـرد سـوم آخرين پادشاه آوارۀ سلسلۀ ساسانى بسيارى از كتابهاى آن را‌ همراه‌ خود از مداين به مرو برده بـود‌،(7) بـهره‌گيرى‌ از‌ مـعارف اهل‌بيت در محضر على‌بن موسى‌الرضا(ع)امام‌ هشتم‌ شيعيان-كه به اعتراف خود او از ميان سى‌هزار تن از عباسيان مـقيم‌ مـروا‌ حق و اولاى على(ع)و آل عباس‌ در‌ فضل و پارسايى‌ و دانش‌ براى‌ احراز مقام ولايت و خلافت بود(8) -و سـرانجام‌ بـازگشت‌ پيروزمـندانۀ او به پايمردى و همراهى سياستمداران و دانشمندان خراسانى به بغداد و انتقال كتابهاى‌ علمى‌ به اين شهر رونق عـلمى پايگـاه‌ خـلافت عباسى را موجب‌ گرديد‌(9) و در دارالخلافه‌اى بر مسند خلافت‌ نشست‌ كه تكوين مذهب اجتهادى شـيعه و رواج مـكتب فكرى و كلامى معتزله-كه مأمون بدان‌ گرايش‌ داشت(10) -و ديگر طريقتهاى دينى‌ و مذهبى‌ و مكتبهاى‌ فكرى كه از‌ پرتو‌ اجتماع پيروان اديان و مـذاهب‌ گـوناگون‌ و تشكيل نشستهاى نقد و نظر با استفاده از آثار علمى ايرانى، يونانى،سريانى،هـندى كهـ‌ همه‌ را در كتابخانۀ بيت‌الحكمه بغداد گردآورده‌ و براى‌ تـرجمه و تـحقيق‌ در‌ اخـتيار‌ اهل علم نهاده بود‌(11) ،زمينه براى ابـراز و اظـهار عقايد و رواج روحيۀ خردگرايى و آزاد انديشى و شكوفايى شخصيت انسانى در‌ محيطى‌ مناسب و

24 کیهان فرهنگی , اسفند 1372 - شماره 107

25 کیهان فرهنگی , اسفند 1372 - شماره 107