Skip to main content
فهرست مقالات

مقدمه ای بر مفهوم کار در ادبیات فارسی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مولانا ،گر ،توکل ،رنج ،کار ،خدا ،شاعر ،حافظ ،حکایت ،شغل ،انسان ،گنج ،اقبال ،مثنوی معنوی ،حق ،حضرت داوود ( ع ) ،زیبا ،مولانا مثنوی معنوی انتشارات ،دفتر سوم مثنوی ،سخن ،بی‌رنج ،گنج بی‌رنج ،کار در ادبیات فارسی ،کار و طلب روزی تنبلی ،اقبال در مثنوی حکایت ،حافظ انتشارات ،انتشارات اقبال ،خدا ثروتی بی‌رنج ،حق تمنای ثروتی بی‌رنج ،مولانا در مثنوی معنوی

خلاصه ماشینی:

"نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست‌ چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست‌ برو شیر درنده باش ای دغل‌ مپندار خود را چو روباه شل‌ چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر چه باشی چو روبه بوامانده سیر چون شیرانکه را گردنی فربهست‌ گر افتد چو روبه سگ از وی بهست‌ بچنگ آر و با دیگران نوش کن‌ نه بر فضله دیگران گوش کن‌ بخور تا توانی ببازوی خویش‌ که سعیت بود در ترازوی خویش‌ چو مردان ببر رنج و راحت رسان‌ مخنث خود دسترنج کسان‌ بگیر ای جوان دست درویش پیر نه خود را بیفکن که دستم بگیر خدا را بر آن بنده بخشایست‌ که خلق را بر آن بنده آسایشست و در ابیاتی دیگر سعدی شیرین‌سخن‌ بسیار لطیف و پربار از کار و مزد سخن‌ می‌گوید که ناخودآگاه بر دل هرصاحبدلی‌ می‌نشیند و کارگرد می‌افتد نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد هرکو عمل نکرد و عنایت امید داشت‌ دانه نکشت ابله و دخل انتظار داشت در این ابیات سعدی نیز بحث توکل واهی‌ را با الفاظی دیگر مطرح می‌کند که چگونه‌ می‌شود انسان دانه‌ای نکارد و انتظار کشتزاری زیبا و پرمحصول را داشته باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.