Skip to main content
فهرست مقالات

پنج یادداشت بر یک فکر بکر

نویسنده:

(4 صفحه - از 73 تا 76)

خلاصه ماشینی:

"عبارتی کوتاه که از یک سو،بیانگر ایده و پیام کتاب،و استفاده از کلمه«پس»که خواه‌ناخواه پایان بخش است،قطع زیبایی برای این مقدمه به‌ حساب می‌آید:«پس درود بر فکر بکر!» 2--انتخاب لغات نکته دیگری که در پاراگراف اول کتاب،باعث‌ می‌شود زبان به سمت زبانی کودک محور(زبان‌ کودکان یا شاید زبانی که ما در صحبت کردن‌ با کودکان از آن استفاده می‌کنیم)حرکت‌ کند،انخاب لغات و درواقع،انتخاب‌ مکان مناسب برای لغات است. این نوع کلمات،غالبا در زبان کودک محور اگر فروغ در شعرهای خود، از تکرار برای تقویت حس و لحن شعر استفاده می‌کرد،در این‌جا کار صوفیا محمودی تقویت راوی مستتر و نیز رسیدن به زبان مناسب‌ برای مخاطب است. در بخش‌ دوم،نویسنده ناچار از عینی‌تر کردن این شخصیت است و این تبدیل نام،در واقع ترفندی است برای پوشاندن این تغییر شخصیت همان‌طور که می‌بینیم، «صوفیا محمودی»درست در لحظه تبدیل،با توصیف بلند شدن،آه بلند و غمگین از جایش بیرون آمدنش از اتاق،برای اولین بار او را وارد صحنه می‌کند (هق هق گریه،همواره در جایی غیر از صحنه وقوع اتفاقات قرار دارد)و بلافاصله می‌خوانیم:«آه بلند و غمگین در راهرو تکیه‌اش را داد به دیوار کمی‌ ایستاد و باز راه افتاد و از میان درها عبور کرد... انگار بی‌قرار باشد با نگران یا آرزومند»(ص 29) و حالا حضور او با انجام حرکت‌های فیزیکی و توضیح حالات درونی، کاملا مملوس می‌شود(دقت داشته باشیم که در این‌جا کاربرد تشخیص نیز پایان می‌گیرد؛زیرا آه بلند و غمگین،به مجازی برای«انسانی که آه بلند و غمگینی کشیده است»،تبدیل می‌شود و خود این تبدیل تشخیص به مجاز نیز عینی‌تر شدن شخصیت کمک می‌کند)و این عینی‌تر شدن ناگهانی که برای‌ بخش دوم لازم است،درست در لحظه قطع دو بخش روایی و در پوشش تغییر نام شخصیت اصلی صورت می‌گیرد یا یک فکر بکر برای حفظ انسجام‌ ساختاری داستانی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.