Skip to main content
فهرست مقالات

چیستی و ماهیت فلسفه اسلامی

نویسنده:

(26 صفحه - از 81 تا 106)

کلیدواژه ها : فلسفه اسلامی ،فلسفه یونانی ،تفکیک ،فلسفه عربی ،ماهیت فلسفه اسلامی

کلید واژه های ماشینی : فلسفه ،اسلامی ،فلسفه اسلامی ،عربی ،نظریه یونانی بودن ماهیت فلسفه ،ماهیت فلسفه رایج عربی ،ماهیت فلسفه رایج ،ماهیت فلسفه رایج اسلامی ،یونان ،ماهیت فلسفه اسلامی ،آغاز نظریه یونانی بودن ماهیت ،مستشرقان ،نژاد ،نظریه ،ماهیت اسلامی بودن فلسفه ،فلسفه یونان ،قرآن ،کلام ،ایران ،غرب ،چیستی و ماهیت فلسفه ،بررسی نظریات نژاد گرایانه مستشرقان ،مستشرقان و نژاد گرایانه عربی ،تاریخ فلسفه ،عربی بودن ماهیت فلسفه رایج ،نژاد گرایانه مستشرقان و نژاد ،ماهیت فلسفه رایج یونانی ،دینی ،زبان ،فلسفه یونان فلسفه فهلویین ایران

مقاله پیش رو پس از ذکر مقدمه و ضرورت بحث به این سه سؤال محوری موضوع پاسخ داده است:1.آیا اساسا علوم و فلسفه می‌توانند وصف اسلامی و غیر اسلامی به خود بگیرند؟2.آیا ماهیت فلسفه رایج عربی است؟3.آیا ماهیت فلسفه رایج اسلامی است؟با نقد و بررسی سخنان منتقدین، اسلامی بودن فلسفه به اثبات رسید.و به پرسش دوم پس از نقل و بررسی نظریات نژاد گرایانه مستشرقان و نژاد گرایانه عربی پاسخ منفی و نیز نقد و بررسی شده است.پرسش سوم، در آغاز نظریه یونانی بودن ماهیت فلسفه رایج مسلمان‌ها با توجه به نظریه سهروردی در پیشینه فلسفه اسلامی و توجه به حوزه اسکندریه، انطاکیه، سریانی، ایران باستان و هند نفی شد.سپس به نقل و نقد نظریه تفکیک پرداخته و در پایان نظریات علامه طباطبایی و شاگردان او در ماهیت اسلامی بودن فلسفه رایج نقل و انتقادات منتقدان هم پاسخ داده شده و مقصود از ماهیت اسلامی داشتن فلسفه به خوبی روشن شده است.

خلاصه ماشینی:

"سپس پا را فراتر نهاده و می‌گوید:اشکال دیگر فلسفه اسلامی این است که روش آن‌ها یک بام و دو هواست آن‌ها در مسایل فلسفی غیر دینی بحث وجود و ماهیت سخت گیر و دقیقند؛اما در الهیات و مسایل مربوط به دین حرف‌های صد من یک غاز می‌زنند و با سخیف‌ترین ادله قانع می‌شوند،آن گاه به ملا صدرا خرده گرفته که گفت:"ثبت لفلسفه لا یکون اصولها موافقه لشریعه الحقه الحقیقیه و من لم یکن دین الانبیاء(ع)فلیس من الحکمه بش وای بر فلسفه‌ای که اصول و مبانی‌اش موافق ادیان حقیقی نباشد و کسی که بر دین پیامبران(ع) نباشد در فلسفه گامی بر نداشته است"(ملکیان،1380،ص 9). رابعا:فرض کنیم که فلسفه رایج ریشه در یونان و روم داشته باشد؛با این حال نقش مسلمانان و اعراب را فقط در حد ترجمه و تقلید صرف داشتن بی‌انصافی است و لذا مستشرقان دیگری همچون "گوستاودوگا"در کتاب"تاریخ فلسفه و کلام مسلمانان"پس از نقل کلام رنان و اشمویلدزر آن‌ها را احکامی خالی از اعتبار دانسته و منشا آن را نا آشنایی با فلسفه اسلامی قلمداد می‌کند و می‌گوید:تنها یک شاهد برای این موضوع کافی است و آن این که با هیچ منطقی نمی‌توان تصور کرد که شخصیت عقلانی مانند ابن سینا بر فلسفه هیچ نیفزوده و صرفا مقلی یونانیان باشد و حال این که این فیلسوف بزرگ دو دسته آثار دارد یک دسته به عنوان شرح فلسفه ارسطو و دسته دیگر مطالب ابتکاری مانند اشارات و حکمت المشرقیه."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.