Skip to main content
فهرست مقالات

تعبیر تجربه ذن

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : آیین بودا، دای، تجربه، استاد، پیچک، رهرو، رین، عرفان، فهم، درخت

خلاصه ماشینی: "اگر این طور باشد, چرا باید استاد ذن را به خنده بیندازد؟ صرف خندیدن بس نبود, که ابزار کارش را هم انداخت و دست از دیوارکشی کشید و به خلوت آرام خود رفت؟ آیا مقصودش از این کار این بود که خیلی بهتر است چیزی نپرسیم; از زندگی همان طور که می گذرد لذت ببریم, چیزها را چنانکه به ما نمودار می شوند بپذیریم, بخندیم موقعی که چیزهای خنده دار می بینیم, گریه کنیم موقعی که رویدادها ما را به گریه می اندازند, خلاصه همه چیز را بپذیریم و شاد باشیم؟ یا مقصودش این بود که جهان پایان می یابد, و او می خواست از پایان یافتن آن لذت ببرد؟ آیا قصدش این بود که چیزی به اسم پایان یافتن چیزی وجود ندارد ـ یعنی چیزها چنانکه هستند جاودانه اند; جهان نسبیت, نمود محض است ـ و بنابراین, در واقعیت, شکستن و افتادن و پژمردنی وجود ندارد; و به این ترتیب راه را بر تمام گمانه زنیهای مفهومی که مبتنی بر مفهوم نسبیت و نمود بود بست؟ یا به حماقت پرسنده خندید, که نشان می داد پرسنده در فهم کار و اثر چیزی در خود کاملا جدا از ـ یا بهتر بگویم همراه با ـ دلبستگی عمیقش به شکستن درخت و خشکیدن پیچک ناکام شده بود؟ شاید بتوان چنین تنوع معنا را در رفتار دای آن خواند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.