Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت های حاشیه گلستان

شاعر:

(6 صفحه - از 343 تا 348)

خلاصه ماشینی:

"ص 32 چو دارند گنج از سیاهی دریغ‌ دریغ آیدش دست بردن به تیغ ابو حنیفهء اسکافی گوید:در همین معنی:(تاریخ بهقی چاپ دکتر فیاض) چون دل لشکر ملک نگاه ندارد درگه ایوان چنانکه درگه میدان‌ کار چو پیش آیدش بود که بمیدان‌ خواری ببند زخوار کردهء ایوان و سنائی گوید: رعیت از تو چو با یسار شود از برای تو جان سپار شود چون نیابد یسار بگریزد با عدوی تو بر نیاویزد و در شاهنامه هم مکرر به نظیر این مضمون می‌توان برخورد و این است رمز جهانبانی و مملکت‌داری‌ که نیاکان ما داشته‌اند و بکار می‌بسته‌اند. ص 38 نه بینی که پیش خداوند جاه‌ نیایش‌کنان دست بر بر نهند دگر روزگارش درآرد زپای‌ همه عالمش پای بر سر نهند چقدر شباهت دارد بمضمون این قطعه که در عقد الفرید(ج 1 ص 368)و محاضرات راغب‌ (ج 1ص 242)دیده‌ام و از ابو العتاهیهء معروف است: ما الناس الا مع الدنیا و صاحبها فحبث ما انقلبت یوما به انقلبوا یعظمون اخا الدنیا و ان و ثبت‌ یوما علیه بما لا یشتهی و ثبوا *** گلستان."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.