Skip to main content
فهرست مقالات

قصه موش و گربه منظوم

شاعر:

(16 صفحه - از 401 تا 416)

کلید واژه های ماشینی : موش و گربه، موش و گربهء عبید زاکانی، عبید زاکانی، منظومه، موش و گرب، عبید زاکانی موش و گربه، گربهء، نسخهء دیوان عبید زاکانی، قصهء موش و گربه، شعر

خلاصه ماشینی: "که ناگه زان میان شاهدان چست رفیق مشفقی با دوستان گفت‌ که بر خاطر مرا حرفی رسیده‌ اگر باشید یک دم آرمیده بایشان گفت آن با هوش و با رای‌ که دانم گر چه هست این مشکل ازمای‌ ولی خواهم کتاب گربه و موش‌ که باشد از عبید آن مرد باهوش‌ کسی تضمین کند او را تمامی‌ کزو ماند درین مر توده(؟)نامی‌ رفیقان سوی من کردند اشاره‌ که باشد این فلانی را بباره‌ من از گفتار ایشان گشته دلگیر بدیشان گفتم ای یاران تدبیر ازین گفتار و زین بیهوده خواهش‌ فتاده بر تن و بر جانم آتش‌ نزیبد صدر بر بر مفلوک پایه‌ ازین خواهش بسی بیند کنایه اما عاقبت بخواهش ایشان تن در داد و نسخه‌ای از موش و گربه بوجود آورد که متجاوز از هزار و پانصد بیت است و در هشتاد ورق است و مصور است: نه از اشعار تنها بل تصاویر درو بنگاشتم از خامهء پیر و اینک چند بیت بریده بریده و مجزا از اصل منظومهء موش و گربه: ای خردمند طبع موزانا قصهء موش و گربه بر خوانا قصهء موش و گربه را تو بنظم‌ زود بر خوان چو در مکنانا گربه‌ای بود در زمان قدیم‌ بحوالی شهر کاشانا گر گذارش فتد بقوطی شحم‌ همه را خاید او بدندانا گاه عابد گهی بود زاهد گاه کافر گهی مسلمانا گاه دزد است گاه صاحب مال‌ گاه شاب است گاه شیخانا نام نامیش فاره‌خور سنور پور پر زور موش در خانا پدرش پادشاه در کرمان‌ بر تمامی خیل گربانا او بعزم سیاحت از کرمان‌ آمده بود سوی کاشانا الی آخر."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.