Skip to main content
فهرست مقالات

اسرار حیات

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 515 تا 522)

کلید واژه های ماشینی : زن، چکمه، میکائیل، چرم، تبسم، مرد، راز، خداوند، کفش‌دوزی، سال بعدش چکمه سفارش، سفارش چکمه، راز بزرگ زندگی بشر، مادرشان، میکائیل چرم، سفارش چکمه بکارگاه ر سیمون، چرمی چکمه میدوزی، زندگی، سیمون و مریم، نگاه، موقع تازه‌واردرا چشم بر میکائیل، کار، چشمانش سیمون و مریم، اسرار حیات، سیمون کار، موقع، میکائیل دست از کار، میکائیل عوض چکمه، سیمون چرم، مرد سیمون، چرم عوض چکمه

خلاصه ماشینی: "سوم:امروز که دو دختر یتیم را بدقت نگاه میکردی و چون از خانهء ما بیرون رفتند لبخندی‌ در لبانت بشکفت و بیش از پیش زیباتر و دلرباتر شدی و نوری آسمانی گرد سرت را فراگرفت،آیا در تبسم تو چه رازی است که هرگاه بر لبانت ظاهر شود رنگ چهره‌ات گشاده‌تر شده فروغی ملکوتی‌ آنرا احاطه میکند؟ میکائیل پرسشهای سیمون را چنین پاسخ داد:«شش سال پیش که بمنزل شما آمدم موجودی‌ عاصی و گنهکار بودم،خداوند مرا از پیش خود رانده بود هرگاه که پاره‌ای از گناهانم بخشوده میشد شادی و تبسمی می‌کردم و سیاهی گناه از صورتم زایل میگشت. آن مرد ثروتمند نمیداند که یکساعت بعد رخت از این جهان برخواهد بست از این روی برای سال بعدش چکمه سفارش میدهد!چرا هنگامیکه من گرفتار مصائب گشته و در میان برف و بوران با تنی لخت و عریان افتاده دل بر هلاک نهاده بودم،نمردم؟زیرا مشیت آلهی‌ بمرگم تعلق نگرفته بود و در قلب سیمون و مریم مهر و محبت بنوع وجود داشت!چرا دو کودک‌ یتیم و بیکس شیرخوار نمردند؟زیرا در دل زن همسایه حس کمک و معاونت و خدمت بنوع بودیعت‌ نهاده شده،آری پایهء زندگی بشر بر عشق و محبت نهاده شده و قلب او اگنده از احساسات مهر و محبت‌ و علاقه بنوع و دستگیری از درماندگان است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.