Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای به دخترم از طهران به نیویورک

شاعر:

(4 صفحه - از 14 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : درد، دمش، رنج، گناه پدر بی‌گنه تفته، خاک، هستی، دخترم از طهران، تفته ز آتش هستی، دل نامهء جانفزات مرهم دل، طهران به نیویورک

خلاصه ماشینی:

"دست من گر بدامنت نرسد آن رسد کان بدشمنت نرسد بی تو خوابم پرید و تابم رفت‌ سحرم رفت و آفتابم رفت *** نازنین،ای بهار خندانم‌ دخترم،دلبرم،سخندانم‌ من که پرورده‌ام ز کودکیت‌ با فریبنده لجن رودکیت‌ خوانده‌ام بر تو خرم و خندان‌ هرچه میباید از بن‌دندان‌ دانم ار با پلنگ یار شوی‌ نتوانی کز آن دیار شوی‌ رنج بیهوده میکشی،برگرد شمع من باش و گرد مادر گرد باز،گر کار آسمانها بود رفتنت را نه این زیانها بود تو که بالاتری نمی‌خواهی‌ زهره و مشتری نمی‌خواهی‌ هنرت نقد و پیشه داوری است‌ ارث آبائیت سخنوری است خانه‌ات جای خوشکلامی‌هاست‌ خانهء سعدی و نظامی‌هاست‌ اوستادان زنده‌اش قویند جامع کهنه،ضابط نویند در جهان شهرگان ایامند شهره چون حافظند و خیامند *** من خود از آن دگر کسان بریم‌ درپی دعوی پیمبریم‌ سخن امروز ملک ملک من است‌ چرخ اندیشه زیر کلک من است‌ و آنکه با من کند براندازی‌ با دم شیر میکند بازی *** موج بحر از سراب مجوی‌ گفته‌های من از کتاب مجوی‌ درد حسرت مبر ز بی‌دردان‌ کار مردان جو ز نامردان‌ حیف باشد به خورد روزینه‌ لابهء ببر و تاز بوزینه *** کاش آئی و دل بکار کشم‌ پایم و رنج روزگار کشم‌ ویژه اکنون که در چمن قمری‌ دیر پاید ز بیم کم عمری‌ کرم افسون بود ز بی‌خبری‌ شاخه‌های بنفشهء طبری‌ من و گل هر دو در هوای توایم‌ عشق تو،درد تو،دوای توایم 22-12-1344-تهران"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.