Skip to main content
فهرست مقالات

پدر بزرگ و نوه اش

شاعر:

(1 صفحه - از 231 تا 231)

کلید واژه های ماشینی : روم بجلد سگ پاسبان، غزل، روم بجلد خر بارکش، ابو الحسن یغما جندقی غزلی، کیوان، پدر بزرگ و نوه‌اش، خر بارکش، سگ پاسبان، فرزندزاده‌اش محمد حسن کیوان، خرد

خلاصه ماشینی:

"همان قدر که غزل یغما با مغز و معنی است غزل کیوان‌ حال و لطف دارد. سگ پاسبان روم بجلد سگ پاسبان که گاه بگاهی‌ مگر به مغلطه یابم بر آستان تو راهی‌ بوحشتی است دل از خیل غمزه در خم زلفش‌ که بیدلی شب تاریک برخورد بسپاهی‌ رخ تو ماه شمردم دل تو سنگ و،چو دیدم‌ مثال ذره بخورشید بود و کوه بکاهی‌ بگوشه گوشه چپ و راست ز ابرویت چه گریزم‌ که غیر سایهء شمشیر فتنه نیست پناهی‌ نه سایه‌ای ز تو بر سر،نه نوری از تو به روزن‌ مرا از آن‌چه که سر وی مرا از آن‌چه که ماهی‌ بهار تو است بتان را خزان خرمی ای خط هزار سال نروئی ندانمت چه گیاهی‌ نه شام را خبری از سحر اثر نه دعا را شب فراق تو افتاده‌ام بروز سیاهی‌ ربود غارت خط تاج نخوت از سر حسنش‌ مگر رسد سر یغما از این نمد بکلاهی خر بارکش روم بجلد خر بارکش که گاه بگاهی‌ مگر نگار بریزد بآخورم پر کاهی‌ ز سر طویلهء جانان قدم برون نگذارم‌ چرا که خوشتر از آن نیست در زمانه پناهی‌ بیا بیا و بشو بی‌تکل سوار به پشتم‌ نوازشی خر خود را،که خیر بینی الهی‌ بهای پشکلم از مشک و زعفران بفزاید اگر ز چنگ تو افتد مرا بمعده گیاهی‌ رقیب خواست مرا،رم دهد ز کوچهء دلبر بزیر خایه‌ام افکند غافلانه کلاهی‌ اگر ز جمع تو خارج شود«خرد»سر دلبر همان لکنده خر موشه رنگ پوزه سیاهی (1)-تولد کیوان در سال 1260،و وفات او در سال 1325 قمری است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.