Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و گو با مورخ دانشمند استاد دکتر محمد جواد مشکور

مصاحبه شونده:

مصاحبه کننده:

(6 صفحه - از 1 تا 6)

قریب نیم قرن است که آثار و تألیفات مورخ دانشمند استاد دکتر محمد جواد مشکور در محیط فضل و ادب‌ ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی مورد توجه فراوان‌ قرار گرفته است.از سال 1318 که اولین کتاب ایشان‌ پیرامون کلمات حضرت محمد ص منتشر شده است، تاکنون استاد در چهار موضوع کلی،تحقیقات خویش را با انتشار چهل و هشت کتاب در بیش از پانزده هزار صفحه دنبال کرده‌اند. این موضوعات عبارتند از:ادبیات،تاریخ،دین،تاریخ‌ فرق اسلامی.در موضوع ادبیات،استاد در زمینهء دستور زبان فارسی و عربی و ادبیات عرب،تصحیح متون معتبر فارسی و آموزش زبان فارسی برای عرب زبانان کار کرده‌اند،اما اثر چشمگیر و پرزحمت ایشان زبان شناسی‌ و فقه اللغه و ریشه‌یابی زبانهای سامی و ایرانی است. استاد با آشنایی کاملی که به زبانها پهلوی،عبری، سریانی،عربی،انگلیسی و فرانسوی دارند توانستند فرهنگ لغات تطبیقی زبان عربی باا زبانهای سامیی وم‌ ایرانی را منتشر نمایند،انتشار این اثر گرانسنگ توسط یک دانشمند ایرانی در محافل علمی و ادبی کشورهای‌ عربی با اعجاب و شگفتی و تحسین زاید الومصفی‌ همراه بوده است،استاد در کنار این آثار توجه خاصی به‌ شناسایی زبان پهلوی و ادبیات دینی در زبان پهلوی‌ داشته و کارهای سترگی ارائه نموده‌اند.مجموعه‌ کتابهای استاد در موضوع ادبیات و زبان شناسی به ده‌ مجلد می‌رسد به این ترتیب: موضوع ادبیات:س‌ الف:ادبیات فارسی. ب:ادبیات عرب و آموزش ادبیات فارسی به زبان‌ عربی. ج:تصحیح متون. د6زبان شناسی و پژوهش در زبانهای سامی و ایرانی و تاریخ ادبیات باستان. موضوع دوم تحقیقات استاد در حیطهء تاریخ است، 2Lایشان پیرامون ایران باستان،ایران بعد از اسلام،تاریخ‌ شهرها و جغرافیای تاریخی و شناخت اقوام،کارهای‌ پرارجی چه به صورت تصحیح یا ترجمه و چه تصحیح‌ متون ارائه کرده‌اند.اهمیت پژوهشهای تاریخی استاد در تاریخ ایران باستان بسیار مشهود است.ایشان با احاطهء کامل به تاریخ ایران توانستند دنبالهء تحقیقات مرحوم‌ پیرنیا را در تاریخ ایران باستان ادامه دهند،تاریخ‌ فرهنگی،سیاسی،اجتماعی و نظامی عصر ساسانیان که‌ توسط استاد نگاشته شده و تاکنون چند مجلد آن به‌ زیور طبع آراسته گردیده است از مهمترین تألیفات‌ تاریخی معاصر محسوب می‌گردد.استاد در نظر دارند که این تحقیقات را کامل کنند.مجموعه کتابهای تاریخی‌ ایشان به هفده مجلد می‌رسد. موضوع تاریخ: الف:تاریخ ایران و اسلام. ب:تاریخ شهرها و اقوام. ج:تاریخ ایران باستان(تاریخ سیاسی،اجتماعی، فرهنگی،نظامی). موضوع سوم پیرامون مسائل دینی است،شناخت‌ اندیشه‌های دینی،آشنایی با فلسفه و کلام مسلمین و قرآن شناسی از زمینه‌هایی است که استاد در آن‌ تألیفاتی دارند. موضوع چهارم که شاید مهمترین وجه تخصصی استاد راشامل می‌شود،پژوهشی در موضوع فرق اسلامی است‌ ایشان در این موضوع که از مباحث بسیار پراهمیت‌ تاریخ تفکر اسلامی است،تألیف و تصحیح و ترجمه‌ دارند.مجموعهء این کتابها به چهارده مجلد می‌رسد و در کنار آن دربارهء تاریخ دینهای بزرگ همچون مسیحیت‌ نیز تألیفاتی ارائه کرده‌اند. با آرزوی توفیق و سلامتی برای ایشان و نیز تشکر از جناب آقای دکتر محسن خلیجی توجه خوانندگان را به‌ متن مصاحبه جلب می‌کنیم.

خلاصه ماشینی:

"در این زمان چون کرسی‌های زبان فارسی در دانشگاههای دمشق و حلب برای دولت ایران گران تمام‌ می‌شد و اعزام دو استاد برای آن دو دانشگاه بیش از سالی 004 هزار تومان خرج داشت،بنده تدبیری‌ اندیشیدم و از وجود دو نفر دکتر ادبیات فارسی اهل‌ سوریه که دکترای خود را از دانشگاه تهران گرفته‌ بودند و در دبیرستانهای آن کشور مشغول تدریس‌ بودند استفاده کردم و از وزیر آموزش و پرورش سوریه‌ که با من دوستتی داشت خواستم آن دو را که رؤسای‌ دانشگاههای دمشق و حلب هم با انتقالشان به‌ دانشگاه موافقت کرده بودند منتقل کنند. دو هفته بعد همان آقای رئیس دفتر دوباره تلفن کرد و گفت:شما میل دارید عضو فرهنگستان دمشق بشوید؟گفتم:باکمال میل و به این‌ ترتیب به عضویت فرهنگستان درآمدم این را هم بگویم‌ که برای عضویت لازم بود شخص دعوت شده نطقی‌ ایراد کند،از این رو من شرح حال و زندگی علمی میرزا عبد الله زنجانی را که زمانی در دانشکدهء الهیات استادم‌ بود و الان در تمام ممالک عربی شهرت دارد انتخاب‌ کردم. کیهان فرهنگی:اگر درست فهمیده باشید منظور آقای دکتر خلیجی این است که علی رغم وجود عامل زبان که از ابزار مهم و نافذ اسلام در مشرق‌ آسیای میانه به شمار می‌آید،ابوحنیفه چطور به چنین‌ تسامح و تساهلی دست می‌زند؟به نظر جناب عالی اینها با هم تباین ندارند؟به عبارت دیگر،ایران که خودش‌ مهد فارسی دری بوده،چگونه به شیعه و تشیع گرایش‌ پیدا می‌کند؟ دکتر مشکور:در آن موقع نفوذ شیعه خیلی‌ محدود بوده و تا قبل از ظهور صفویه،بیشتر از چهل‌ شهر به طور کامل شیعه نبودند:سبزوار،قم که معمولا در تواریخ آن را شهری عربی نام می‌برند-چون اشعرری‌ در آنجا بودند-کاشان و آوه در راه همدان."

صفحه:
از 1 تا 6