Skip to main content
فهرست مقالات

گزاره گرایی در ادبیات نمایشی

نویسنده:

(3 صفحه - از 32 تا 34)

خلاصه ماشینی:

")اینک‌ به«اکسپرسیونیسم»باز می‌گردم:هنگامی که‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) صحنه‌ای از نمایشنامهء«بیدارگری بهاری» اثر فرانک و ده‌کایند نمایشنامه‌نویس می‌کوشد ذهنیت‌های شخصیت‌های اصلی‌ نمایشنامه‌های خود را گزاره(تعبیر و تفسیر)نموده و به آنها عینیت خارجی اعطا کند،هنگامی که نمایشنامه‌نویس از خلال‌ ذهنیت‌های یک شخص اصلی‌ Protagonist به گزارهء(تعبیر و تفسیر)واقعیتها بپردازد،به دبستان نمایشی«گزاره‌گرایی» (اکسپرسیونیسم)روی آورده است. به این معنی که‌ نمایشنامه‌نویس،چون خوابگزاری معبری،رویدادها و کارپرداخت‌های نمایشنامهء خود را،گزاره می‌کند،و در تمام‌ این احوال همه چیز را از ذهنیت خاص بینندهء خواب، شخصیت اصلی نمایشنامه،ملاحظه کرده و به رویدادها و کارپرداخت‌ها،طرحی نو،شکلی غریب و نامتناظر با واقعیت‌ و رؤیاگونه اعطا می‌کند. در نمایشنامه‌های‌ «گزاره‌گرای»معمولا«شخصیت اصلی»به چنان مسایل و بلایای ذهنی و خارجی یا درونی و بیرونی دچار می‌شود که‌ بتدریج هویت و فردیت انسانی خود را از دست داده و گاهی‌ علی‌رغم تلاش جانفرسا و محنت‌بار خود،به صورت حیوان یا شئ در می‌آید و جان می‌بازد. «گزاره‌گرایی»به عنوان دبستان هنری،در همانربع اول قرن‌ بیستم به اوج رسید و از آن زمان دوران نوشتن نمایشنامه، طبق اصول و موازین دبستان«گزاره‌گرایی»،سپری شده‌ و امروزه کمتر نمایشنامه‌نویسی است که نمایشنامه‌های خود را کاملا در چهارچوب این دبستان نمایشی بگنجاند. با اینکه بسیاری از شیوه‌ها و یافته‌های این دبستان هنری،هنوز هم به طور متفرق،در آثار نمایشنامه‌نویسان معاصر به کار گرفته می‌شود،اما می‌توان‌ گفت که«گزاره‌گرایی»در ادبیات نمایشی عمدتا به چهارهء اول قرن بیستم تعلق داشته،در همان دوره ظاهر شده،به اوج‌ رسیده و از رونق افتاده است. امروزه نمایشنامه‌های آن دوره،گاهی با همان شیوه‌های‌ «گزاره‌گرایانه»،آگاهی با شیوه‌های دیگر به اجرا درمی‌آید،و باید اذعان داشت که علی‌رغم گذشت زمان، بسیاری از آنها اهمیت گذشتهء خود را حفظ کرده و انگشت‌ شماری نیز بر اعتبارشان افزوده شده است..."

صفحه:
از 32 تا 34