Skip to main content
فهرست مقالات

داستان

نویسنده:

(3 صفحه - از 26 تا 28)

خلاصه ماشینی:

"زرین تاج‌ چون پاره‌ای از بهار شتابان در میان درختان جنگل نمایان شد،در آن روزگاران درختان‌ و ستوران بیشه هنوز به ماهیت آدمیزاد پی نبرده بودند،و از آنرو همدری و تماس میان‌ آدمیان و ساکنان جنگل‌ها برقرار بود،مرغان سخن می‌گفتند و اینک از دخترکی که تنها و غافل در کوره راه جنگل راه می‌پیمود تعجب میکردند،کبوترها که مرغان پرگو،و فضولی‌ هستند به غرولند افتادند،در افسانه‌ها عادت این مرغان بر اینست که در کارهائی که به آنان‌ مربوط نیست مداخله مینمایند و چون ناتوان و بی‌خاصیت هستند جنبه خیرخواهی و صلاح‌ اندیشی در ایشان غلبه دارد،چند تن از کبوتران کهن سال دور هم جمع شدند و بر این‌ همه جمال و زیبندگی و بی‌احتیاطی افسوس‌ها خوردند و پیش‌گوئی‌ها کردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.