Skip to main content
فهرست مقالات

پدیده اسلام گرایی

مصاحبه شونده:

(2 صفحه - از 62 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : اسلامی، اسلام‌گرا، سیاسی، پدیده اسلام‌گرایی، غربی، روشنفکران، روشنفکران مسلمان غیر اسلام‌گرا، ارتداد، جدائی دین از سیاست، فرهنگ

وی و بیگانه را در فرانسه،مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است. آنچه در پی می‌آید،در اصل ترجمهء دهمین و آخرین بخش از سلسله مقالات و تحلیل‌هایی است که چندی پیش در روزنامهء«لوموند»،از سوی تحلیل‌گران‌ غربی پیرامون وضع کنونی اسلام در کشورهای اسلامی،به چاپ رسیده است. متن حاضر به دلیل ارتباطی که‌ دیدگاههای مطروحه در آن با رویدادهای‌ سیاسی-اجتماعی-مذهبی جوامع‌ اسلامی،و تأثیر انقلاب اسلامی و تحولات‌ پر شتاب میهنمان بر این رویدادها دارد، حائز اهمیت است.بدیهی است که به این‌ مسائل از دیدگاه یک پژوهشگر غربی که‌ از فرهنگ و تمدنی متفاوت با فرهنگ و تمدن اسلامی برخاسته است،نگریسته‌ شده،و درج آن صرفا به جهت آشنایی و آگاهی خوانندگان ارجمند صورت می‌گیرد:

خلاصه ماشینی:

"-آیا اسلام‌گرائی سیاسی،از اسلامی‌ کردن جامعه به نفع خود استفاده می‌کند؟ بطور قطع این خواست بلندپروازانه آن‌ است. اما هر چند جائی مشروع برای قیصر وجود ندارد، شاهان و سلاطین،در جهان اسلام، قلمروهائی برای خود به دست آوردند،که‌ بطور ساده حاصل قانون‌گزاری و استعداد آنها در طرح‌ریزی قانون،بدون مراجعه به‌ شریعت بود. این امر به این واقعیت مربوط می‌شود که‌ نخبگان مسلمان غیر دینی‌ (Secularisees-) ،به واسطهء شکست‌ تجربیات پیش آمده در شماری از حکومت‌های‌ تازه استقلال یافته،به طرزی گسترده بی‌اعتبار شدند. به‌ علاوه،این واقعیت که بسیاری از دولتها،برای‌ تأمین ادامه حیات ایدئولوژیک خود،شعارهای‌ جهان سوم گرائی،ضد امپریالیسم،ضد صهیونیسم و غیره را به نفع خود دوباره به کار (به تصویر صفحه مراجعه شود) گرفته و آنها را ضایع کرده‌اند،به اسلام‌گرایان‌ یاری رسانده است. در نتیجهء بی‌اعتبار شدن‌ این مفاهیم و به وجود آمدن خلاء است که‌ جنبشهای اسلام‌گرا توانسته‌اند دست به‌ تبلیغات بزنند. دولت ایران و کشورهای کوچک تحت نفوذ آن این واقعیت را که در جوامع اروپائی‌ گسترش پیدا می‌کند،به عنوان یک خطر، احساس می‌کنند:نخبگان جوان روشنفکر پدید آمده از مهاجرت‌[به کشورهای اروپائی‌] یا حساب دین را از سیاست جدا کرده‌اند،یا دست کم-مثلا در فرانسه-جدائی دین از سیاست را به اندازه اسلام که به نظر آنها به‌ قلمرو دین باوری شخصی تعلق دارد،جذب‌ کرده‌اند. -آیا به این ترتیب احتمال دارد که یک‌ جدائی دین از سیاست اسلامی در جوامع ما به‌ وجود بیاید؟ این روشنفکران می‌توانند،به هر حال،نمونه‌ای را ارائه کنند،و عصر بعد اسلام‌گرا (I'ere Post-islamiste-) را تدارک ببینند. -آیا اسلامی کردن جامعه با اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر ناسازگاری ندارد؟ از لحظه‌ای که ارتداد و کفرگوئی به‌ جنایتی بدل می‌شوند،دیگر آزادی وجدان‌ وجود ندارد."

صفحه:
از 62 تا 63