Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

(1 صفحه - از 44 تا 44)

کلید واژه های ماشینی : شعر، همسایه‌اش، تمدن غربی، غربی، فراست، حقوق، راوی شعر، کشاورز، طبیعت، راوی شعر با همسایه‌اش

خلاصه ماشینی:

"راوی شعر بر این‌ باور است:«چیزی هست که دیوار را دوست ندارد»،و همسایه‌اش بر خلاف او عقیده دارد:«دیوارهای خوب، همسایه‌های خوب پدید می‌آورند. راوی ضمنا دنبال علتهای دیگر هم می‌رود و نتیجه‌گیری می‌کند که‌ این فقط طبیعت نیست بلکه چیزی در طبیعت اشیاء است‌ که باعث خرابی می‌شود ولی نمی‌تواند نامی برای آن پیدا کند. هنگامی که همسایه‌اش می‌گوید:«دیوارهای‌ خوب،همسایه‌های خوبی پدید می‌آورند»،جواب‌ می‌دهد:«آخر چرا دیوارها همسایه‌های خوبی پدید می‌آورند؟مگر دیوار جز برای جایی است که گاو در آن‌ است؟»همسایه‌اش هیچگاه به خود اجازه نمی‌دهد که‌ بپرسد«چرا؟»ولی راوی با این پرسش خود اعتراف‌ می‌کند که امکان دارد سخن همسایه‌اش راست باشد و آن‌ در صورتی است که او یا همسایه‌اش در مزرعه‌هایشان گاو و گوسفند داشته باشند. بنابر این راوی‌ شعر تا حدودی با همسایه‌اش موافق است و اعتراف می‌کند که در برخی موارد وجود دیوار ضروری است و حتی‌ اعتراف می‌کند در پاره‌ای موارد شخصا دیوارهایی را تعمیر کرده است،مثلا هنگامی که«شکارچی‌ها»بخشی‌ از دیوار را کاملا تخریب کرده بودند خود به تعمیر آن‌ مبادرت کرده است. آنچه از خواندن این شعر دستگیرمان می‌شود این‌ است؟آیا انسان باید دیوارهایی را که باعث جدایی از دیگران می‌شود ویران کند یا این دیوارها یا به عبارت‌ دیگر محدودیت‌ها،لازمهء زندگی انسانی است و باید حفظ شوند؟آیا کشیدن دیوار نشانهء تمدن است یا بربریت،که البته به نظر شاعر انسانهای متمدن نباید نیازی به دیوار داشته باشند و وجود دیوار علامت توحش‌ است که متأسفانه در جهان امروز همین قضیه را مشاهده‌ می‌کنیم."

صفحه:
از 44 تا 44