Skip to main content
فهرست مقالات

سه شعر

شاعر:

مترجم:

(3 صفحه - از 297 تا 299)

کلید واژه های ماشینی : خورشید، خوش‌بختی به خواب نیم‌روزی، سه شعر، صفیر بالهایشان به شهر می‌کوچند، عزلت، قایق، ابله، زاغان فریاد، شیرین، بزودی برف

خلاصه ماشینی:

"خورشید فرومی‌نشیند موج هموار،زراندود شده صخره،گرم نفس می‌کشد بر آن،خوشبختی به خواب نیمروزی بود در انوار سبز خوشبختی هنوز بر پرتگاهء برشته رنگ بازی می‌کند روز زندگی من! راهم را بس تند پیموده‌ام؟ و اینک که دیگر پایم خسته نگاهت به دیدارم، خوشبختی‌ات به سراغم می‌آید. هرسو،تنها موج و بازی آنچه دشوار بود در فراموشی آبی فرورفت قایق من اینک عاطل افتاده طوفان و سفر چه زود آموختنشان را از یاد برد! یخ قله من هنوز ذوب نشده سیمگون،سبک،یک ماهی، قایق من اینک به بیرون شناور است. * تنها1 زاغان فریاد می‌کشند و با صفیر بالهایشان به شهر می‌کوچند بزودی برف خواهد گرفت خوش آنکه هنوز وطنی دارد! اینک تو بی‌رنگ ایستاده‌ای، محکوم به زائری زمستان مانند دود که هماره آسمانهای سردتر را می‌جوید. زاغان فریاد می‌کشند و با صفیر بالهایشان به شهر می‌کوچند بزودی برف خواهد گرفت وای آنکه وطنی ندارد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.