Skip to main content
فهرست مقالات

بازتاب خلوت و خلوص روستا

مصاحبه شونده:

(16 صفحه - از 72 تا 87)

خلاصه ماشینی:

"اما مگر می‌شود نقاش بود و آن همه به ظرافت و لطافت نقش و رنگ اندیشه کرد،بی‌تفاوت به‌ یادگارهای غنی هنرهای تجسمی دیار خویش؟ بی‌اعتنا به یادگارهای ارزشمند مینیاتور و تذهیب؟ ناآشنا به نقش و رنگ قالی و کاشی؟آنهم در شهری‌ چون تبریز که قالی‌های پرنقش و رنگش در میان‌ شهرهای ایران شاخص است و معتبر و کاشیکاری‌ مسجد کبودش نشانهء تبلور ذوق و اندیشهء هنرمندان‌ کاشیکار این دیار است به همه دوران؟ *چرا که نشود؟مگر باید بی‌کم و کاست راه و شیوهء گذشتگان را پیمود و قبول کرد تا هنرمند بود و وفادار به میراث‌های فرهنگی و هنری؟به گمان من، تفاوت یک هنرمند دوستدار ذخائر فرهنگی و هنری،با یک هنرمند مقلد و دنباله‌رو شیوهء گذشتگان را،باید در نگاه و برداشت آنان مورد بررسی قرار داد. این واقعیتی‌ است آن روزگار که استاد کمال الملک از فرنگ (به تصویر صفحه مراجعه شود) پیرمرد با چپق-رنگ و روغن-اندازه:40*50 سانتی‌متر برگشت،بدعتی را که در نقاشی رنگ و رخ‌باخته و بیجان ما گذاشت،کاری به صلاح و چه بسا مفید و متحول و سازنده بود. اما کنار این آزادگی، هنرمند آگاهی و بینش هم لازم دارد؛یعنی بطور مثال، آدمی مثل من،بعد از شصت سال نقاشی،باید لااقل‌ صاحب منطق و معیاری باشد؛به عبارت روشن‌تر،امروز (به تصویر صفحه مراجعه شود) طبیعت بیجان با گل-آبرنگ،پرداز-اندازه:5/52*67 سانتی‌متر باید کار من با کار یک نقاش فرنگی تفاوت داشته‌ باشد،مردم قبولم داشته باشند و هنرم با روح و ذوق‌ جامعه نزدیک باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.