Skip to main content
فهرست مقالات

طلوع و غروب در شاهنامه فردوسی

نویسنده:

(3 صفحه - از 28 تا 30)

کلید واژه های ماشینی : فردوسی، خورشید، غروب در شاهنامه فردوسی، داستان، استعاره، تصاویر، تشبیه، برج، طلوع و غروب، داستان کاموس کشانی

خلاصه ماشینی: "همان گونه که می‌دانیم از آنجا که شاهنامه اثری‌ حماسی است،لذا تمام تصاویر و ترکیباتی هم که‌ در آن به کار برده شده،در خدمت داستان می‌باشد و از این جهت همهء تصاوی هم حماسی و رزمی‌ است و به نوشته آقای دکتر شفیعی کدکنی، فردوسی«برخلاف همروزگارانش که-تصویر را به‌ خاطر تصویر در شعر می‌آورده‌اند-می‌کوشد که‌ تصویر را وسیله‌ای قرار دهد برای القای حالتها و نمایش لحظه‌ها و جوانب گوناگون طبیعت و زندگی،آن گونه که در متن واقعه جریان دارد»(1)، تصاویر او همه از عناصر طبیعی گرفته شده است و ترکیباتی هم که به کار می‌برد بیشتر جنبه طبیعی دارد نه انتزاعی. گاهی بسیار ساده برای اینکه روشن گشتن صبح را بیان دارد، می‌گوید: سپیده چو از تیره شب بردمید میان شب تیره اندر خمید منوچهر برخاست از قلبگاه‌ ابا جوشن و تیغ و رومی کلاه(2) و یا در بیتی دیگر این چنین می‌گوید: چو خورشید بر زد سر از تیر کوه بیامد به پیشش زهر سو گروه(3) و یا: چو از کوه خورشید سر بر کشید زچشم مهان شاه شد ناپدید(4) که در اینجا عبارت کمی تصویر آفرین‌تر می‌گردد،خورشید را به انسانی تشبیه کرده که در پشت کوهی کمین کرده و حال سر از پشت کمین‌بیرون می‌آورد و انوار نورانی خود را بر روی زمین‌ می‌گستراند."

صفحه:
از 28 تا 30