Skip to main content
فهرست مقالات

یک داستان کوتاه واقعی

نویسنده:

(2 صفحه - از 100 تا 101)

کلید واژه های ماشینی : روباه، زرافه، کلاغ، زرافه در جلسه‌ی تعاونی، رییس جلسه، روزهای اواخر اکتبر سال، حضرت آقا از اکتبر حرف، رییس جلسه تعظیمی به زرافه، پوست، گردو، مغز، اکتبر، سلطان، اکتبر سال هزار، سکوت، اجازه بفرمایید صحبت، آیین‌نامه در جلسه‌های تعاونی، اواخر اکتبر هزار، جلسه‌ی تعاونی محلی پشت میز، نهصد، اعتراض، روز روشن حضرت آقا، فرمان، کلاغ مغز، عجله می‌کند پایش، سر زرافه، نوشدارو بعد از مرگ، کوتاه واقعی، گردن‌دراز، نماینده‌ی تام‌الاختیار سلطان

خلاصه ماشینی: "زرافه در جلسه‌ی تعاونی محلی پشت میز خطابه قرار گرفت، گفت:بی‌مقدمه یک داستان کوتاه واقعی نقل می‌کنم، بعد با اجازه‌ی شما پلی می‌زنم به بحث امروز. رییس جلسه گفت:اجازه بفرمایید صحبت ایشان تمام بشود، بعد. رییس جلسه تعظیمی به زرافه کرد، روبه‌روباه گفت:بفرمایید. زرافه خندید و گفت:یک ضرب المثل چینی می‌گوید«آن‌که عجله می‌کند پایش پیچ می‌خورد. روباه گفت:جناب رییس یک لحظه اجازه بفرمایید. کلاغ قارقاری کرد و گفت:اعتراض وارد است. رییس جلسه خرطوم‌اش را بلند کرد و گفت:آقایان و خانم‌ها نظم جلسه را رعایت بفرمایید. کلاغ گفت:به فرمایش جناب روباه، نوشدارو بعد از مرگ سهراب به چه دردمان می‌خورد. اما از عقل به دور است بگویم متخصص گردو، یعنی جناب کلاغ مغز را بیندازد و پوست را بردارد. رییس جلسه خرطوم‌اش را کوبید روی میز خطابه، گفت:به نام نماینده‌ی تام الاختیار سلطان جلیل القدر و به عنوان رییس جلسه، اقرار می‌کنم موضوع خطیر و حیاتی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.