Skip to main content
فهرست مقالات

یک ساعت در رویا

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 397 تا 399)

کلید واژه های ماشینی : خانم ملارد، ریچاردز، خبر، برنتلی ملارد، خانم ملارد موقع شنیدن خبر، رهایی، ژوزفین، خبر مرگ شوهرش، فکر، نفس

خلاصه ماشینی:

"خبر واقعه‌ی ناگوار راه‌آهن وقتی که ریچاردز در دفتر روزنامه بود به آن‌جا رسید. سپس برای این‌که کسی این خبر ناگوار را بی‌محابا به خانم ملارد ندهد، برای اعلام آن از بقیه پیشی گرفت. اما حالا نگاه خیره و ملال‌آوری در چشمانش موج می‌زد، به یکی از تکه‌های آبی‌رنگ آسمان که آن سو در دوردست‌ها دیده می‌شد چشم دوخته بود. اما آن را احساس می‌کرد، به آرامی از آسمان پایین می‌آمد و از میان صداها، بوها و رنگ‌هایی که فضا را پر کرده بودند، به او می‌رسید. می‌دانست وقتی دست‌های مهربان و لطیف شوهرش را که در مرگ پیچیده بود، ببیند، می‌دانست اگر صورت او را که پیش‌تر نگاهی حاکی از عشق داشت و حالا بی‌حرکت و تیره و مرده است، ببیند، دوباره خواهد گریست. سال‌های پیش‌رو تنها متعلق به خودش خواهد بود و نه هیچ‌کس دیگر. دهانش را جلوی سوراخ کلید گرفته بود و مرتب التماس می‌کرد که در را باز کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.