Skip to main content
فهرست مقالات

نمونه های نثر فصیح

خلاصه ماشینی:

"اما چون از مفازه بدروازه رسیدم و از رستاق در اسواق آمدم و در منزهات آن شهر مشهور و خطهء معمور نظاره کردم‌ و گفتم: سبحان الله!اینت هوایی بدین لطیفی و تربتی بدین نظیفی،این بقعه بدین‌ نهاد و سرشت مگر روضه‌ایست از بهشت؟ قاضی حمید الدین ابو بکر بن عمر بلخی‌ از عقد العلی روزی حضرت خاتم انبیاء بر قومی بگذشت،و ایشان سنگی نهاده و بنوبت‌ بر می‌گرفتند. ای آنکه بقبلهء وفا روست ترا بر مغز چرا حجاب شد پوست ترا دل در پی این و آن نه نیکوست ترا یکدل داری بس است یک دوست ترا نور الدین عبد الرحمن جامی‌ از گنجینهء نشاط یکی میگفت:هرچه نپاید دلبستگی را نشاید،گفتم:هرچه نماند دل بردن‌ (1)-جوارح:دست و پای و زبان و دیگر اعضای آدمی. معتمد الدوله عبد الوهاب نشات اسپهانی‌ از منشأت قائم مقام شیخ شبلی را حکایت کنند که در یکی از سفرها دزد بکاروان زد،و هرکس‌ را در غم مال افغان و خروش برخاست،مگر او همچنان ساکن و صابر بود و خندان‌ و شکر گویان که موجب تعجب دزدان گشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.