Skip to main content
فهرست مقالات

شاه مرده است

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 58 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"» بچه‌ها را نگاه کرد و با دیدن خنده‌های مهربانانه آنها و پاهای برهنه‌شان بر کف اتاق،که هشت ردیف چهره کوچولوی‌ سیاه و سفید و شیرقهوه‌ای بودند،سگرمه‌هایش درهم رفت؛آنها پسران مباشر و دکانداران،اومی اهل کمپ رودخانه و رزا دختر آشپز ایتالیایی بود. (به تصویر صفحه مراجعه شود) گران در دنباله حرف خود گفت:«شاه،پدرمان بود و ما مثل فرزندانش بودیم،دوست دارم که شما هم اینچنین فکر کنید و همیشه به یاد داشته باشید،که شانس داشتید تحت‌ حمایت او بودید. او گفت:«این جمله را تکرار کنید:مرد بزرگی از بین رفته‌ و ما هرگز نظیرش را نخواهیم داشت!» آنها یک صدا و با چشمانی خیره شده،آن جمله را تکرار کردند:ناگهان:گران دست خود را به سوی اومی دراز کرد و گفت:«چرا تو بادیگران تکرار نکردی،اومی؟» پسربچه کوچولو سرش را تکان داد و پلکهایش را به طرز وحشتناکی به هم زد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.