Skip to main content
فهرست مقالات

زوار

نویسنده:

(1 صفحه - از 13 تا 13)

خلاصه ماشینی:

"نگاه می‌کند به کفشهای ورزشی‌ که از زمین کنده و دوباره روی زمین می‌کوبد. گردن کج کرده و نگاه می‌کند به ننه که دستهایش را روی بشکه مقابلش‌ تکیه داه،کمرش خم شده و بادی که از روبه‌رو می‌وزد،توی آستین گشاد و عبایش بازی می‌کند. نگاه کرد به ننه که حرفش را خورده بود. به ننه‌اش گفته بود: -اگه اول بشم،سلیمه پر درمی‌یاره،جلو فاطی سیاه و در و همسایه قیافه‌ می‌گیره،می‌گه نامزدم قهرمان شده. همهمهء مردم،صدای شکستن شیشه‌ها،شلیک گلوله و دیگر هیچ به خاطر نداشت،فقط خودش را روی صندلی چرخ‌دار دیده بود. هق‌هق‌اش را می‌شنود و دست‌ لرزانی که روی گردن خمیده‌اش کشیده می‌شود لکه قهوه‌ای زیر چشمش‌ را می‌بیند،خیس شده،صدای شلیک تپانچه و پرچم سرخی پایین می‌آید. ننه با دو دست شانه‌اش را تکان می‌دهد: -یا الله یه کاری بکن،تو باید بدوی،به خاطر من،می‌خام برم زیارت، نگذار تا آخر عمر روی ای جا مانده بشینی. به خدا زیارت کردم!» گردن از صندلی بلند می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.