Skip to main content
فهرست مقالات

بلیت عوضی

نویسنده:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : بلیت، خانم سین، تماشاخانه، سیا، صندلیها، زن، خانم سین با دیدن سیا، خانم سین نگاهی به بلیت، دور خانم سین چرخ، سن

خلاصه ماشینی: "خانم سین وقتی روی صندلی چرمی‌ قرمز رنگ تماشاخانه نشست،در انتظار ورود دیگر تماشاچیانی بود که توی‌ سالن دیده بود. خانم سین فکر کرد اشتباه می‌کندباشد اما آن زن خودش بود. خانم سین فراموش کرد کجاست؛خندید و با اشاره به شیرین گل‌ گفت:«خدا مرگت ندهد!اینجا چه‌کار می‌کنی؟» پشت شیرین گل دختر عقب‌ماندهء عمه‌ دولت بود. خانم سین به زنی که خودش‌ بود نگاهی کرد و گفت:«نه!او من نیستم. فری‌ که دستهایش کج‌ومعوج بود و چشمهایش‌ دودو می‌زد به سختی به سیا گفت:«چرا با من قهری؟ خانم سین هی در را روی من ببست‌ ... مر که‌ مشغول جویدن آدامس بود با دیدن چهره‌ وحشت‌زده خانم سین آدامسش را توی‌ دهانش چرخاند و گفت:«همیشه موقع‌ دیدن فیلم این‌طوری می‌شوید؟!» خانم سین مرد را کنار زده و به سرعت از سالن تماشاخانه گذشت. با خودش گفت:«هنوز نیم ساعت وقت دارم!» پایش را از سالن تماشاخانه که بیرون‌ گذاشت و در را که پشت سرش بست، سعی کرد موضوع آن روز را فراموش کند و به سیا چیزی نگوید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.