Skip to main content
فهرست مقالات

درخت توت پیر

نویسنده:

(2 صفحه - از 28 تا 29)

خلاصه ماشینی:

"درخت توت پیر نسرین خوش‌خرام فرصت سبز پیرزن از خود پرسید:«چه خبر شده؟چرا کریم صبح سر کار نرفت؟براچی این وقت روز اومده اینجا؟» کنار میز سماور نشسته بود. با صدای عطسه توران، پیرزن خشم از پنجره گرفت:«تف به این زندگی!» توران با دو انگشت گوشه لبهایش را پاک کرد:«عزیز،به روح‌ بابا قسم،منظور بدی نداشتم‌ها!ازم دلگیر نشو. » پیرزن زهر خندی زد و حرف توران را قطع کرد:«می‌دونم چاره‌ اینه که من از این خونه برم!» کریم بی‌حوصله سرش را تکان داد و به زمزمه گفت:«عجب‌ گرفتاری شدم ها!» رو به پیرزن کرد:«آخه فدات بشم،مادر من!» به اتاق اشاره کرد:«یه نیگاه به این اتاق بنداز،یه وجبه!آخه‌ چطور می‌شه... » پیرزن از سر ناتوانی آهی کشید و آرام گفت:«یعنی با این سن‌ و سالم برم حاج‌آقا رو تر و خشکش کنم و دستمال دماغشو بشورم؟» کریم با دستهایش صورت خود را پنهان کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.