Skip to main content
فهرست مقالات

چشمها

نویسنده:

(1 صفحه - از 93 تا 93)

خلاصه ماشینی:

"چشمها محمد کلی‌ -باور کنید دکتر،من دیوانه نیستم!حضرت عباسی‌ اگر یک جفت چشم تو خواب و بیداری زل می‌زد به‌ صورتتان چه حالتی داشتید؟ دکتر،که مرد مسنی بود،صندلی‌اش را جلو کشید، گلویش را صاف کرد و گفت:«بنده متوجه هستم شما دچار نوعی عذاب وجدان شده‌اید. -خودشه آقای رحمتی،اگر دقت کرده باشید ساختمانی است شیروانی،از وسط طبقهء اول یک‌ ردیف پله می‌رود تا تراس بالا... درست زیر شاخه‌های بید مجنون ایستاده بودم و به‌ تصویر دیوار روبه‌رو نگاه می‌کردم؛تازه کشیده بودنش. آیا اتفاق دیگری هم افتاد؟ -الان می‌گم آقای دکتر،غرق چشمها بودم و نگاه‌ معصومی که داشت. » چشمهایش آقای رحمتی،چشمهایش می‌گفت که‌ راست می‌گوید:با چشم نمی‌شود دروغ گفت. انگشتان ظریف‌ و کشیده‌اش را بالا آورد و موهای طلایی رها شده بر پیشانی را به عقب راند. -خوب بعد چی شد؟ -چشمهایش آقای دکتر،همهء دردها مال آنهاست. -خوب متأسفانه،آره،این روزها زیاد شده... اسکناس مچاله شده را در جیب رها کردم. -آقای رحمتی،چشمهایش،چشمهایش،یک‌جوری‌ پرسشگر شده بود..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.