Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات من از بیروت پنجاه سال پیش

نویسنده:

(1 صفحه - از 17 تا 17)

خلاصه ماشینی:

"خاطرات من از بیروت پنجاه سال پیش سال دوم لیسانس حقوق فرانسه را گرفته بودم که هوای وطن‌ به سرم زد،منتهی در آن سال‌های بعد از کودتای 28 مرداد،آمدن به ایران‌ برای دانشجویان وابسته به جبهه‌ی ملی کم‌مخاطره نبود. نمی‌دانم چه‌طور نطق عربی من‌ گل کرده بود که روز قبل به راننده تاکسی از راهی که‌ می‌شناختم مستقیم است مرا بی‌راهه می‌برد گفتم:«یا سیدی اهدنا الصراط المستقیم ». در مسجد هم وقتی که خادم‌ گفت برو بیرون،عجمی هستی و نزدیک شد که مرا هل بدهد،بدون تأمل گفتم:«انا مسلم»،گفت اخرج و چون دستش به من نزدیک شده که هل بدهد با صدای‌ بلند،به‌طوری که جوانانی که آن‌جا ایستاده،نشسته‌ تماشا می‌کردند،بشنوند گفتم:«هذا بیت الله،هذا متعلق به کل مسلمون»دیدم این دفعه راستی‌راستی هلم داد و چیزی‌ نگفتم. او با خوش‌حالی مرا راهنمایی کرد و چون با اشاره‌ی دست گفت این‌ اتومبیل کرایه یک مسافر کم دارد،دیگر معطل نشدم،سوار اتومبیل‌ شدم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.