Skip to main content
فهرست مقالات

داستانهایی از حسین دودی اصفهانی

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"آقا نجفی پیشنماز مسجد شاه اصفهان و نفوذ کاملی در ادارات حکومتی داشت و از زدن‌ حد بر این قبیل اشخاص،روگردان نبود دستور داد حد شرعی را که عبارت از چند ضربه‌ شلاق بود دربارهء او اجرا شود-حسین دودی از آقا سئوال کرد حد شرعی به چه مناسبت‌ است؟آقا فرمودند بعلت خوردن مشروبات الکلی است. در عالم‌ مستی این رباعی را خواند: گفتم به گل سرخ که عارت ناید پیش از تو گل سرخ به بازار آید گفتا که مگر حدیث شط???نشنیدی‌ رجاله ز پیش و شط???بدنبال آید *** روزی حسین را مجددا طلاب-در حال مستی دستگیر و خدمت آقا بردند-حسین‌ دودی آنقدر به احکام شرع آشنا و وارد بود که به محض اینکه خدمت آقا رسید با صدای بلند و قبل از هر سؤال و جواب حضور آقا گفت: مست بودم اگر گهی خوردم‌ گه فراوان خورند مستانا (از عبید زاکانی) از کردهء خود پشیمانم و توبه کردم و صیغه توبه را جاری سازید و در نتیجه از خوردن‌ حد شرعی معاف و از دست طلاب مستخلص گردید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.