Skip to main content
فهرست مقالات

انوک و گوریل

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 64 تا 67)

کلید واژه های ماشینی : گوریل، انوک، انوک و گوریل، چتر، کامیون، سیاه، مرد، نگاه، انوک داخل صف، پای میله‌های چتر

خلاصه ماشینی:

"انوک امری وقتی جلو در داروخانه ایستاد و با چتری که از صاحبخانه‌اش گرفته بود،کلنجار رفت تا آن را باز کند،فهمید که چتر هم دست کنم،سن و سال صاحبخانه‌اش را دارد و پیر است. تا قبل از اینکه نصف پارچه چتر از روی میله‌ها برگردد و باران تند پشت گردنش را خیس کند،تا یک چهارم ساختمان را جلو رفته بود. انوک چترش را زد زیر بغل و از پشت عینک انوک و گوریل (به تصویر صفحه مراجعه شود)&%03920ADAG039G% سیاهش دزدکی نگاه کرد. عکس بزرگ و زردی روی بدنۀ کامیون چسبانده شده بود که چند گوریل دیگر را تبلیغ می‌کرد. یکی از آنها سرش را به داخل برد و گفت:«خوب،می‌آی که گرمش کنی؟»دیگری انگشت شستش را به طرف بچه‌ها نشانه گرفت و گفت«عقب،عقب می‌کشید؟» صدای روی صفحۀ داخل کامیون گفت:«مردم!گانگا اینجاست، گانگای خشمگین،و ستارۀ بزرگ!تشویقش کنید!» صدا زورکی توی باران من و من کرد. تحقیر انوک به قدری آنی و دردناک بود که او قبل از اینکه مسیر راهش را پیدا کند،سه بار دور خودش چرخید بعد با آخرین رمقی که داشت خودش را به باران زد. او گفت: «چته؟هسته قورت دادی؟» انوک زمزمه کرد: «می‌دونم چی می‌خوام» او نگاه سردش را به صورتش دوخت: «من هم می‌دونم چی می‌خوام» انوک دستی به عصایش کشید و پشتش را به پیشخوان کرد: «من باید برم» (به تصویر صفحه مراجعه شود) زن گفت: «جلوتر نمی‌گیرم» او گفت: «دفعۀ بعد منو این جور نمی‌بینی... کامیون همان طور رفت و به محض اینکه سر دو راهی رسید، سرعتش را کم کرد،و وقتی روی جاده به تق‌تق افتاد،سایه‌ای از در پشتی بارکش بیرون خزید و سرانجام پایین افتاد،و سپس سراسیمه و لنگان لنگان به میان درختان دوید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.